مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٦ - غیبت در مواردی جایز است
یک مقدار نیکی دارد، بعد ببیند مردم او را با نیکیهایش میشناسند، همین خودش عاملی است برای اینکه بدیها را در وجود خودش کم کند. و برعکس، اگر انسان یک سلسله نیکیها داشته باشد و یک سلسله بدیها و بعد ببیند مردم او را فقط به این بدیها میشناسند، آن شخصیت نیک و نیکیاش شکست میخورد، یعنی به تدریج تبدیل به آدم بد میشود.
نهی شدید قرآن از اشاعه زشتیهای مؤمنین
این است که قرآن فوق العاده شدید نهی میکند از اینکه فحشاء (و به تعبیر قرآن:
فاحشه) یعنی زشتیهای مسلمانان- حتی زشتیهای واقعیشان- پخش بشود:
انَّ الَّذینَ یحِبّونَ انْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ امَنوا لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ [١].
بنا بر یکی از دو تفسیری که درباره این آیه هست: «کسانی که دوست دارند زشتیها درباره مسلمانان و مؤمنین اشاعه پیدا کند ...» خدا نکند که یک وقت اطلاع پیدا کند که لغزشی در فلان شخص پیدا شده است. تازه من راستها را میگویم، دروغ که دیگر واویلاست. حدیث است که اگر کسی به برادر مؤمنش تهمت بزند، ایمان در روح او آب میشود آنچنان که نمک در آب حل میشود. ایمان برای شخص باقی نمیماند. اگر راست باشد، این به آن میگوید، آن به دیگری میگوید [و به تدریج شیوع پیدا میکند.] اگر دروغ باشد که خدا میداند، همان است که قرآن هرگز نمیخواهد. چرا غیبت کردن حرام است؟ برای اینکه بدبینی ایجاد میکند، در حالی که غیبت کردن همان افشای بدیهاست یعنی بدیهای واقعی را بازگو کردن.
غیبت در مواردی جایز است
حرمت غیبت در غیر موارد استثنایی- که همه این موارد جنبه اجتماعی دارند- میباشد، مثل آنجا که نُصح مستشیر است: یک نفر میخواهد با یک کسی شرکتی
[١]. نور/ ١٩