مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٨ - نظریه علمای غرب
لاتَنْظُروا الی کثْرَةِ صَلوتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ کثْرَةِ الْحَجِّ وَ الْمَعْروفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّیلِ وَ لکنِ انْظُروا الی صِدْقِ الْحَدیثِ وَ اداءِ الْامانَةِ [١].
از حضرت صادق حدیثی نقل شده که تفسیر حدیث بالا است. میفرماید:
لاتَنْظُروا الی طولِ رُکوعِ الرَّجُلِ وَ سُجودِهِ فَانَّ ذلِک شَی ءٌ اعْتادَهُ فَلَوْ تَرَکهُ اسْتَوْحَشَ لِذلِک، وَلکنِ انْظُروا الی صِدْقِ حَدیثِهِ وَ اداءِ امانَتِهِ [٢].
[به طول رکوع و سجود فرد نگاه نکنید که آن، چیزی است که او] بدان عادت کرده و اگر بخواهد آن را ترک کند وحشت میکند.
این حدیث خود دلالت میکند که عادت، ارزش اخلاقی یک کار را از میان میبرد و هیچ نمیتواند ملاک انسانیت و ایمان باشد. اینها هم میگویند هرچیزی- ولو بهترین کارها و فضایل انسانی باشد- همین قدر که به صورت عادت درآمد ارزش خود را از دست میدهد، زیرا در این صورت آن ملکه است که بر انسان حکم میکند، آن عادت است که طبیعت ثانوی است و بر انسان حکم میکند، چه عقل بپسندد و چه نپسندد. کانت و روسو سردسته این مکتب هستند. روسو در کتاب امیل میگوید: امیل را باید عادت دهم که به هیچ چیز عادت نکند. درست نقطه مقابل عقیده قدما که تربیت را فن تشکیل عادت میدانستند. پس غیر از عادت ندادن روح، تربیت چیست؟ تقویت روح و اراده که در هر کاری نیروی عقل آزادانه بتواند فکر کند و اراده اخلاقی آزادانه بتواند تصمیم بگیرد و مخصوصاً با عادتها مبارزه کند. این است که اینجور اشخاص گاهی کاری را که ما بد میدانیم تجویز میکنند، به دلیل اینکه یک «خوب» برای شخص عادت شده و در مقابل عادت باید عصیان کرد.
اینجاست که مسئله آزادی اخلاقی در تربیت مطرح میشود. اینها در واقع مدافع آزادی در اخلاقاند و آزادی را جوهر روح انسان میدانند و میگویند انسان
[١]. بحارالانوار، ج ٧١/ ص ٩[٢]. اصول کافی، ج ٢/ ص ١٠٥