مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - دوران خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام
جَلالِ السِّنِّ وَ تَقَضِّی الْعُمُرِ [١].
فرمود: تو را به خدا قسم میدهم که بپرهیز از اینکه تو آن خلیفه مقتول امت باشی که کشته شدن او درِ کشت و کشتار داخلی را به روی این امت باز میکند و این در هرگز بسته نخواهد شد و دائماً منشأ فتنهها خواهد شد. بعد فرمود: تو در این سن و در آخر عمر چرا وسیله و آلت دست کسی مانند مروان حکم شدهای؟ عثمان در جواب گفت: کلِّمِ النّاسَ فی انْ یؤَجِّلونی حَتّی اخْرُجَ الَیهِمْ مِنْ مَظالِمِهِمْ. گفت: از مردم بخواه به من مهلت بدهند، من خواستههای آنها را به آنها میدهم. امام فرمود:
مهلتی لازم نیست؛ آنهایی که در مدینه هستند که مهلت لازم ندارد، آنها هم که در سایر نقاط میباشند مهلتشان همین است که دستور تو به آنها ابلاغ شود. ولی بعد مروان و دیگران آمدند و به عثمان گفتند: اگر جواب مثبت به خواستههای مردم بدهی، مردم جری میشوند و کار تو مشکلتر خواهد شد. مروان گفت: وَ اللَّهِ لَاقامَةٌ عَلی خَطیئَةٍ تُسْتَغْفَرُ اللَّهَ مِنْها اجْمَلُ مِنْ تَوْبَةٍ تُخَوَّفُ عَلَیها یعنی ادامه تو بر گناه و بعد استغفار کردن، از توبهای که روی تهدید مردم و تسلیم به خواستههای مردم باشد بهتر است.
بالاخره روز به روز بر مشکلات امر افزوده شد تا عثمان کشته شد. مردم مدینه، آنهایی که از دست مظالم عمّال و حکام گذشته به تنگ آمده بودند بالاتفاق آمدند و از علی علیه السلام خواستار قبول زعامت شدند و به قدری اصرار و ازدحام و اظهار رضایت کردند که خودش میفرماید: چیزی نمانده بود فرزندانم زیر دست و پای مردم پامال شوند. در یکی از خطبههای نهج البلاغه میفرماید:
وَ بَسَطْتُمْ یدی فَکفَفْتُها وَ مَدَدْتُموها فَقَبَضْتُها، ثُمَّ تَداککتُمْ عَلَی تَداک الْابِلِ الْهیمِ عَلی حِیاضِها یوْمَ وُرودِها حَتَّی انْقَطَعَتِ النَّعْلُ وَ سَقَطَ الرِّداءُ وَ وُطِئَ الضَّعیفُ وَ بَلَغَ مِنْ سُرورِ النّاسِ بِبَیعَتِهِمْ ایای انِ ابْتَهَجَ بِهَا الصَّغیرُ وَ هَدَجَ الَیهَا الْکبیرُ وَ تَحامَلَ نَحْوَهَا الْعَلیلُ وَ حَسَرَتْ الَیهَا الْکعابُ [٢].
شما دست بیعت دراز میکردید و من به علامت اکراه دست خود را پس
[١]. نهج البلاغه، خطبه ١٦٢[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٢٢٧