مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٢ - بررسی نظریه کانت
نرسد. اصلًا امکان ندارد که انسان به سویی برود که در آن سو کمالش نباشد ولو کمال نسبی. حتی آن آدمی که بر ضد کمالش رفتار میکند، باز کمالِ یک قوّهاش در آن رفتار هست، و اینکه آن را ضد کمال میگوییم به این دلیل است که ضد کمال اوست از جنبه دیگری، و الّا اینکه انسان به سویی برود که در آن هیچ کمالی برایش نباشد محال است. پس این حرفهایی که میگویند فعل اخلاقی فعلی است که در آن هیچ هدفی برای «خود» نباشد و شخص هیچ نفعی برای «خود» نداشته باشد، درست نیست. جواب باید داد که در اینجا مغالطهای هست و باید آن را رفع کرد.
یک وقت میگوییم که هدف انسان از هر کاری نفعی است که به خودش میرسد، یعنی منظورش نفعی است که آن نفع برای خودش میباشد. اگر چنین بگوییم میتوان جواب داد که خیر، ممکن است انسان کاری را انجام دهد که نفعش به خودش نرسد و فقط قصد ایصال نفع به غیر را داشته باشد.
ممکن است جواب داده شود که من وقتی کاری را انجام میدهم، یا از آن کار لذت میبرم یا نمیبرم و از اینکه آن کار انجام نشود یا رنج میبرم یا نمیبرم. اگر از انجام دادن آن لذت نبرم و از انجام ندادن آن نیز رنج نبرم، محال است به طرف آن بروم. اگر علی بن ابیطالب هم در نهایت خلوص، ایصال نفع به غیر میکرد آیا در عمق وجدانش از این کار لذت میبُرد یا نه؟ اگر لذت نمیبُرد و از نکردنش هم رنج نمیبرد، محال بود چنین کاری را انجام دهد.
مغالطهاش همین جاست. لذت و رنج منحصر به این نیست که نفعی به انسان برسد یا ضرری از او دور شود. انسان موجودی است که از نفع رساندن به غیر هم لذت میبرد و میتواند به مقامی برسد که از نفع رساندن به غیر بیش از آن لذت ببرد که از نفع رساندن به خود، و از دفع ضرر از دیگران بیش از آن لذت ببرد که از دفع ضرر از خود. پس ایندو را از هم جدا کنیم. مادّیون اغلب میگویند که انسان هرکاری که میکند، برای نفع رساندن به خود است. خیر، ممکن است انسان به جایی برسد که برای نفع رساندن به دیگران کار کند. اما اگر بگویید که انسان از هر کاری بالاخره لذتی میبرد، میگوییم درست است ولی لذت بردن انسان از یک کار منحصر به این نیست که ناشی از نفع رساندن به خود باشد. این عین کمال انسان است که از نفع رساندن به غیر، خوش باشد و لذت ببرد.
و آن چیزی هم که کانت میگوید که فعل انسان باید غیرمشروط باشد تا