مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٢ - عذاب و رضایت وجدان
میکند که از هر زندان خارجی بدتر است. چقدر از جانیها بودهاند که خودشان به پای میز محاکمه آمدهاند و گفتهاند مرا بکشید، من مستحق کشتن هستم. این چه احساسی است در انسان که انسان نتواند خودش را تحمل کند؟! اغلب جانیها همینطور هستند. در همین داستان کربلا میخوانیم که بسیار نادم و دچار کابوس بودند. یکی از آنها به پرده کعبه آویخته بوده که: خدایا مرا بیامرز، اگرچه میدانم که نمیآمرزی. این جز وجدان او چه بوده؟ خلبان هیروشیما عاقبت، کارش به دارالمجانین کشید. این الهام فجور و تقوا ناشی از همان ادراک ذات است، و این تنها و تنها با فلسفه ماوراء الطبیعی جور در میآید که انسان تنها این کالبد و این بدن نیست، و مسئله انسانیت هم تنها و تنها با این فکر میتواند مفهوم و معنی داشته باشد. در آن مقالات «زن روز» مقاله مفصلی نوشتم که دنیای اروپا از یک طرف انسان را بکلی از ارزش ساقط میکند و او را جز ماشین چیزی نمیداند، و از طرف دیگر سخن از حقوق بشر و حیثیت ذاتی بشر میراند. این خیلی حرف مضحکی است که در مقدمه اعلامیه حقوق بشر آمده است:
نظر به اینکه هر انسانی از انسانها دارای یک حیثیت ذاتی است که به موجب این حیثیت ذاتی از یک نوع شرافتی برخوردار است ...
این حیثیت ذاتی چیست؟ انسانی که شما معرفی کردهاید با این اتومبیلی که من سوار میشوم فرقی ندارد جز اینکه اتومبیل پیچیده تری است. پس حیثیت ذاتی معنی ندارد، نه در من و نه در شما. من یک ماشین هستم و شما یک ماشین دیگر هستید. اصلًا بشر با غیر بشر فرق نمیکند، همه در حکم ماشین هستند. گاندی در کتاب این است مذهب من جملات بسیار عالیی در این باب دارد.
پس این فلسفه است که گذشته از اینکه به ما میشناساند که محور و پایه اخلاق اسلامی چیست و یا لااقل یک پایه اخلاق اسلامی چیست، به ما نشان میدهد که این اخلاق بر پایه منطقی قرار گرفته که میتواند تمام آنچه را که امروز ارزش اخلاقی میگویند- و در فلسفههای امروز زیر پای این ارزشهای اخلاقی بکلی خالی شده و خالی کردهاند- توجیه نماید.