مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩ - راه سعادت
بسیاری از افراد مردم در همه عمر در پشت دیوار و حصار زندگی و خوشبختی معطل ماندهاند و میگویند: ما که از زندگی چیزی نفهمیدیم، زندگی بیمعناست. این افراد همیشه در حیرت و سرگردانی بسر میبرند و گاهی این تحیر و سرگردانی و بدبینی را به حساب حساسیت ذهن و درّاکیت فهم خود میگذارند و با یک دنیا غرور و کبر میگویند: این ما هستیم که به بیهوده بودن زندگی و دروغ بودن سعادت و خوشبختی و اصالت رنج و بدبختی پی بردهایم و اما دیگران چون به قدر ما حس و درک ندارند، نمیفهمند. این اشخاص نمیدانند که خودشان مانند کوران بیبصری هستند که در پشت دیوار زندگی معطل ماندهاند و نتوانستهاند در همه عمر درِ ورودی اصلی را پیدا کنند. اینها از همان اول، راه را چاه و چاه را راه تصور کردهاند و روی همین تصور غلط، لحظه به لحظه از راه دورتر شده و همیشه در سیاه چالهای زندگی بسر بردهاند؛ به قول یکی از دانشمندان طوری پرورش یافتهاند که برای احساس رنج و مصیبت کاملًا آمادهاند و از کوچکترین رنجی فریادشان به فلک میرسد ولی نسبت به آنچه خوشی و سعادت است لَخت و مرده و بیحس میباشند.
قرآن کریم میفرماید:
هرکس اعمال صالح انجام دهد و نیکوکاری کند و دارای ایمان هم باشد، خواه مرد باشد و خواه زن، ما او را زنده میکنیم به یک زندگی خوش و صاف و بیکدورتی، و بعد هم در جهان دیگر بهترین پاداش را به آنها میدهیم [١] نکته جالب در این آیه کریمه این است که قرآن کریم مردم بیایمان و بدکار را زنده و حساس نمیخواند؛ میفرماید: کسانی که نیکوکاری کنند و ایمان و علاقه به معنویت داشته باشند ما آنها را زنده میکنیم و از مردگی خارج میسازیم، آن وقت میفهمند که معنای زندگی و خوشی و سعادت چیست، آن وقت میفهمند که زندگی بی معنا و بیهدف نیست، میفهمند سعادت واقعیت دارد، میفهمند که میشود در این دنیا طوری زندگی کرد که کدورتی از رنج و ناراحتی وجود نداشته باشد.
[١]. نحل/ ٩٧