مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٥ - مثال به عفاف و عفت
روزی خلق خوبی بود و امروز خلق خوبی نیست.
ولی این حرف روی این مبنایی که ما گفتیم غلط است. عفاف و پاکدامنی به عنوان یک حالت نفسانی یعنی رام بودن قوّه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان، تحت تأثیر قوّه شهوانی نبودن، شره نداشتن، از آن افرادی که تا در مقابل یک شهوتی قرار میگیرند بیاختیار میشوند و محکوم غریزه خود هستند نبودن. پس عفاف همه وقت خوب است. بله، آن فعل اخلاقی که ما نام آن را عفت میگذاریم، مانعی ندارد که فرق کند؛ البته نه در این مقیاسی که اینها میگویند، در این مقیاس هیچ وقت فرق نمیکند. مثلًا در این مثالهای معروف فقهی که ذکر میکنند میگویند:
زنی است مریض و نیاز به طبیب دارد. طبیب زن وجود ندارد و طبیب مرد هم باید بدنش را لمس کند و احیاناً در یک بیماریهایی مثل تبِ زا حتی با عورت زن سر و کار دارد، و فرض این است که جان زن در خطر است. در این صورت مراجعه به طبیب مرد جایز است. لمس کردن و نگاه کردن بدن زن برای نامحرم یک فعل خلاف عفت است، اما همین فعل در یک شرایط خاص جنبه غیراخلاقی بودن خود را از دست میدهد. ولی این غیر از آن است که خود عفاف به عنوان یک خلق و خوی و خصلت، ارزش خود را از دست بدهد؛ ارزش آن محفوظ است، این فعل است که تغییر میکند.
البته از همین جا میشود فهمید که فعلها و کارهایی که بیشتر به شرایط اقتصادی و صنعتی و فنی بستگی دارند، خود فعلها زیاد تغییر میکنند ولی کارهایی که کمتر به این امور بستگی دارند مثل همین مسائل مربوط به عفاف و ستر و پوشش، زیاد تغییر نمیکنند. تغییرات یا مربوط به جمعیت است یا شرایط اقتصادی و فنی، که اینها تغییری در این جهت ایجاد نمیکنند. این مسائل مربوط به نوع ارتباطی است که دو جنس میتوانند با هم داشته باشند و جاذبهای که این دو جنس نسبت به یکدیگر دارند. چون اصولْ ثابت است، فعل اخلاقیاش هم همیشه یکنواخت است.
بنابراین مسئله فعل اخلاقی و خود اخلاق را باید از یکدیگر تفکیک کرد.
آنهایی که تبلیغ اخلاق میکنند دو کار باید بکنند: از نظر توصیه کردن به خود خلق و خویها باید آنها را به عنوان امور مطلق توصیه کنند، ولی در عین حال باید نوعی آگاهی و اجتهاد نیز به مردم بدهند که در مقام عمل، فعل اخلاقی را با فعل غیر