مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٤ - محبت اولیاء در زیارت « امین اللَّه »
فَاجْعَلْ نَفْسی مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِک، راضِیةً بِقَضائِک، مولَعَةً بِذِکرِک وَ دُعائِک، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اوْلِیائِک، مَحْبوبَةً فی ارْضِک وَ سَمائِک، صابِرَةً عَلی نُزولِ بَلائِک، شاکرَةً لِفَواضِلِ نَعْمائِک، ذاکرَةً لِسَوابِغِ آلائِک، مُشتاقَةً الی فَرْحَةِ لِقائِک، مُتَزَوِّدَةً التَّقْوی لِیوْمِ جَزائِک، مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اوْلِیائِک، مُفارِقَةً لِاخْلاقِ اعْدائِک، مَشْغولَةً عَنِ الدُّنْیا بِحَمْدِک وَ ثَنائِک..
جزء این سیزده جمله، این دو جمله است راجع به محبت: خدایا من میخواهم هم محبّ باشم هم محبوب؛ هم دوست بدارم، هم مرا دوست بدارند. اما چه کسی را دوست بدارم؟ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اوْلِیائِک دوستدار آن برگزیدگانِ از اولیای تو باشم، خُلَّص اولیای تو. محبت خُلَّص اولیاست که مثل مغناطیس، انسان را میکشد. این غیر از مسئله تفکر و محاسبة النفس است. اینها یک کارهای فکری است و البته لازم هم هست [اما تأثیر محبت اولیاء به مراتب بیشتر است.].
در کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام- که من در این زمینه آنجا زیاد بحث کردهام- این تشبیه را ذکر نمودهام [که تفاوت این دو روش] مثل این است که ما مقداری براده آهن داشته باشیم که مثلًا با خاک قاطی باشد؛ یک وقت هست که میخواهیم این ذرات را یک یک با دست خودمان از میان خاک جمع کنیم و یک وقت هست که یک مغناطیس قوی به دست میگیریم، آن را میچرخانیم، همه را به سوی خودش میکشد.
اگر انسان بخواهد فقط با تکیه به تفکر و تذکر و محاسبة النفس و مراقبه و غیره، اخلاق سوء را یک یک با سر انگشت فکر و حساب از خود بزداید و خود را اصلاح نماید، البته عملی است اما مثل همان است که انسان بخواهد برادههای آهن را یک یک جمع کند. ولی اگر انسان این توفیق را پیدا کند که کاملی پیدا بشود و او شیفته آن کامل گردد، میبیند کاری که او در ظرف چند سال انجام میداد، این در ظرف یک روز انجام میدهد.
مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اوْلِیائِک دوستدار خُلَّص اولیای تو باشم (صفوة همان برگزیده است)، دوستدار برگزیدگانِ از اولیای تو باشم. مَحْبوبَةً فی ارْضِک وَ سَمائِک خودم نیز، هم در زمین محبوب باشم و هم در آسمان؛ در زمین محبوب باشم [به اینکه] مردم مرا دوست داشته باشند.