مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١ - توبه
تعقیب کرد تا آن وقت که در دریا آنها را تعقیب کرد و غرق شد. در آن حال فریاد برآورد: «به خدای یگانه که قوم موسی به آن ایمان آوردهاند من هم ایمان آوردم و تسلیم او هستم. به او گفته شد: حالا و در این وقت؟! و حال آنکه تا لحظهای پیش آدمی فسادگر بودی.» [١]
موقف دوم که توبه پذیرفته نمیشود جهان آخرت است. همینکه آدمی بدان جهان رفت دیگر توبه و پشیمانی سودی ندارد؛ نه تنها بدان جهت که در آنجا آدمی کیفر را حاضر و مشهود میبیند، بلکه بدان جهت که در آنجا دیگر عمل و تغییر تصمیم و حرکت و تکامل معنا ندارد. هرکس در آنجا به هر حالت و با هر درجه و هر مقام که رفت، برای همیشه در همان حالت باقی است و نمیتواند در خودش تصمیماتی و تغییراتی ایجاد کند. در آنجا هم توبه و انصراف واقعی پیدا نمیشود، نه اینکه انصراف واقعی پیدا میشود و مورد قبول واقع نمیگردد.
آدمی میوه درخت طبیعت است. میوه تا در درخت است از طریق همان درخت و از راه ریشه و رگهای همان درخت تغذّی میکند؛ مواد زمین را به خود میگیرد، آب میخورد، از نور و هوا و حرارت استفاده میکند. ولی همینکه به علت رسیده شدن و گذشتن اجل و مدت معلوم و یا به علت کندن آن میوه، رابطهاش با درخت قطع شد، دیگر برای این میوه راه تکامل و ترقی و اصلاح و مبارزه با آفت و همه چیز بسته است؛ اگر کال و نارس از درخت جدا شده دیگر چاره پذیر نیست، و اگر پژمردگی و افسردگی پیدا کرده دیگر از طریق آب دادن و نور و هوا به آن درخت نمیشود آن پژمردگی را اصلاح کرد. انسان هم در جهان طبیعت همین حال را دارد؛ هر اصلاح و تکمیلی که بایست بکند تا وقتی است که روی درخت طبیعت است و جدا نشده، و اما همینکه از این درخت با دست مرگ جدا شد دیگر راه اصلاح به روی او بسته است.
البته این نکته را هم باید در نظر داشت که هرچند آدمی در آن جهان دستش از اصلاح و تکمیل خود کوتاه است، در عین حال گاهی به واسطه سببی از اسباب، از این جهان رحمتهایی به او میرسد. رسول خدا فرمود: همینکه آدمی میمیرد دفتر عمل وی بسته میشود، ستونهای حسنات و همچنین ستونهای سیئات بکلی بسته
[١]. یونس/ ٩٠ و ٩١