مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢ - تربیت علی علیه السلام - مقام نهج البلاغه
بعضی از مورخین نوشتهاند سال گرانی و سختی پیش آمد. رسول اکرم به دو نفر از عموهایش عباس و حمزه پیشنهاد کرد که چون ابوطالب تنگدست است و عائلهاش زیاد است، در کفالت عائلهاش شرکت کنیم. رفتند و از ابوطالب خواهش کردند. ابوطالب گفت: عقیل را برای خودم بگذارید، سایر فرزندان مرا هرکدام میخواهید ببرید. عباس طالب را و حمزه جعفر را و رسول اکرم علی را گرفتند و با خود بردند. این داستان به این صورت، بعید به نظر میرسد حقیقت داشته باشد، زیرا همه علی را در آن وقت طفل پنج ساله یا شش سالهای نوشتهاند و همه نوشتهاند که جعفر از علی ده سال بزرگتر بود و عقیل از جعفر ده سال بزرگتر بود و طالب از عقیل ده سال بزرگتر بود. بنابراین طالب در آن وقت مردی در حدود سی و پنج ساله و عقیل جوانی تقریباً بیست و پنج ساله و جعفر نورسی پانزده ساله بوده. باوری نیست مردانی در حدود سی و پنج ساله و بیست و پنج ساله احتیاج به کفالت داشته باشند. سن حمزه که در این نقل نامش آمده و همچنین سن خود رسول اکرم نیز در آن وقت در حدود سی و پنج سال بوده؛ یعنی با طالب که پسر بزرگ ابوطالب بوده تقریباً همسن بودهاند.
بعضی دیگر از مورخین، از فرزندان ابوطالب نام طالب را در این قصه ذکر نکردهاند و همچنین از عموها نام حمزه را نیاوردهاند، همین قدر گفتهاند رسول اکرم این مطلب را با عمویش عباس در میان گذاشت و ابوطالب از تسلیم عقیل امتناع کرد و عباس جعفر را به خانه خود برد و رسول اکرم علی را. مطابق این نقل، عباس متکفّل جعفر بوده و مطابق نقل اول عباس متکفّل طالب شد. این تعارض هم بین دو نقل هست. علیهذا معلوم نیست این داستان اساسی دارد یا ندارد، خصوصاً اینکه تکفّل رسول اکرم علی علیه السلام را مربوط به یک سال و یا دو سال نیست؛ علی تا آخر در خانه پیغمبر و تحت تربیت پیغمبر بود و حتی در مواقع عبادت و خلوات عبادت علی را همراه خود میبرد. گذشته از همه اینها طرز رفتار و محبت و علاقه رسول خدا نسبت به امیرالمؤمنین در همان دوره کودکی، میرساند که رسول اکرم شخصاً به علی عنایت مخصوص داشت، تنها به خاطر حق شناسی از ابوطالب نبود.
ابن ابی الحدید از فضل بن عباس نقل میکند که از پدرم عباس پرسیدم: پیغمبر کدام یک از فرزندان خود را از همه بیشتر دوست میداشت؟ گفت: علی را. من گفتم: من از تو از فرزندانش میپرسم که کدام یک را بیشتر دوست میداشت و تو