مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨١ - بررسی نظریه کانت
٢. دگردوستی اکتسابی، یعنی انسان به حکم طبیعت چنین حالتی ندارد بلکه آن را کسب میکند. اگر کسی انساندوست شد آنطور که یک مادر فرزند خود را دوست دارد، این حالتْ اکتسابی و یک کمال ثانوی در اوست. این هم یک نظریه.
ه . رضای خدا
در اینجا نظریه دیگری هست و آن اینکه اساساً اخلاق را برگردانیم به اخلاق مذهبی و بگوییم اینها همه فلسفی و علمی است، یعنی کسانی که این حرفها را زدهاند خواستهاند برای اخلاق معیاری منهای ایمان مذهبی به دست دهند؛ فعل اخلاقی آن فعلی است که هدف و انگیزهاش رضای حق باشد. البته در این مکتب هم مسئله «خود» نفی میشود؛ یعنی هدف، منفعت رساندن به خود و یا دفع ضرر از خود نمیباشد، ولی هدف نهایی ایصال نفع به غیر هم نیست بلکه رضای حق است، و در ایصال نفع به غیر نیز از آن جهت میکوشد که رضای حق را در آن میداند: انَّما نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لانُریدُ مِنْکمْ جَزاءً وَ لا شُکوراً [١].
میتوان گفت در تمام این نظریهها یک مطلب مورد اتفاق همه است و آن اینکه اخلاق بالاخره خروج از حوزه خودی فردی است؛ یعنی هر کاری که به منظور ایصال نفعی به خود و یا دفع ضرری از خود باشد، مسلّم اخلاقی نیست. بحث در مورد افعالی است که با وجود اینکه ایصال نفع به غیر است، باز هم میگویند اخلاقی نیست.
بررسی نظریه کانت
حال بحث مختصری درباره نظریه کانت بکنیم. گفته شد کانت عقیده دارد که فعل اخلاقی فعلی است که از هر قید و شرط و غرضی مجرّد و منزّه باشد و هیچ منظوری جز جنبه تکلیفی از انجام آن در کار نباشد و انسان آن را فقط به حکم وظیفه انجام دهد. ولی سؤالی مطرح میشود و آن اینکه آیا اساساً ممکن است انسان کاری را انجام دهد که از آن هیچ منظوری برای خود نداشته باشد؟ عدهای میگویند چنین چیزی ممکن نیست؛ محال است که بشر به سوی کاری برود که از آن به او چیزی
[١]. دهر/ ٩ [شما را برای خدا اطعام میکنیم، پاداش و شکری از شما نمیخواهیم.]