مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠ - اخلاق و دنیاپرستی
بخورد. پس وقتی که پدر فرزند را به عنوان بازیگوش یا شکمو ملامت میکند، در حقیقت از حصر و انحصار علاقه او به بازی یا خوردن نالان است.
ریشه این منطق در جهان بینی اسلامی
این منطق که قرآن کریم درباره دنیا و منع حصر علایق به دنیا و مادیات دارد، به سبب یک نوع نگرش قرآن است درباره جهان و درباره انسان. قرآن کریم از نظر جهان، نَشَآت وجود را منحصر به نشئه مادی و دنیاوی نمیداند؛ با اعتراف به عظمت این دنیا در درجهای که هست، به نشئه دیگر که بسی عظیمتر و وسیعتر و فسیحتر است قائل است، نشئه دنیا در برابر او چیزی به شمار نمیرود. و از نظر انسان میگوید زندگانی منحصر به نشئه دنیا نیست، در نشئه آخرت هم حیاتی دارد.
پس قهراً انسان در نظر قرآن با اینکه از میوههای درخت همین دنیاست، دامنه وجود و حیاتش تا ماورای دنیا هم گسترده شده. قهراً این انسان با این اهمیت نباید هدف نهایی خود را دنیا و مادیات قرار دهد و خود را به دنیا بفروشد. علی علیه السلام میفرماید:
وَ لَبِئْسَ الْمَتْجَرُ انْ تَرَی الدُّنْیا لِنَفْسِک ثَمَناً [١].
بد معاملهای است که خود را به دنیا بفروشی.
پس همان طوری که یک فصل از فصول جهان بینی و فلسفه قرآنی یعنی فصل توحید- چنانکه در آغاز سخن عرض کردم- اجازه نمیدهد که ما با چشم بدبینی به دنیا و جهان محسوس نگاه کنیم، یک فصل دیگر از فصول جهان شناسی و فلسفه قرآنی ایجاب میکند که هدف اعلی و غایت آمال انسان بالاتر از دنیا و مادیات باشد و آن فصل، فصل معاد و انسان است.
اخلاق و دنیاپرستی
گذشته از اینها یک فصل دیگر هم در اسلام هست که آن، نیز ایجاب میکند که از
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٣٢