مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٩ - عقل نظری و عقل عملی
احساس و تجارب انسان است؟ یعنی آیا همه فکرها، اندیشهها و احساسهایی که در انسان وجود دارد، ابتدا که او به دنیا میآید به هیچ شکلی وجود ندارد و انسان هرچه به دست میآورد فقط از راه حواس (چشم، گوش، لامسه، ذائقه و شامّه) به دست میآورد، یا یک سلسله احکام از ابتدا همراه ذهن انسان وجود دارد؟ بعضی معتقدند- هم در قدیم معتقد بودهاند و هم در جدید- که در ذهن انسان هیچ چیزی وجود ندارد که قبلًا در حس او وجود نداشته است. همه محتویات فکری و ذهنی انسان از همین دروازههای حواس وارد ذهن شدهاند و غیر از اینها چیزی نیست. از نظر این افراد ذهن انسان حکم انباری را دارد که در ابتدا خالی محض است، از پنج در یا بیشتر (اگر حواس بیشتر باشد) اشیائی در این انبار ریخته میشود و انبار پر میگردد، ولی این انبار که پر شده است هیچ چیزی در آن نیست مگر اینکه از یکی از این درها آمده، و در این انبار چیزی که از این درها وارد نشده باشد وجود ندارد.
نظریه دیگر نظریه کسانی است که میگویند آنچه در انبار ذهن انسان هست دو بخش است: بخشی از آنها از همین درها و روزنههای حواس (چشم و گوش و شامّه و لامسه و ذائقه و امثال اینها) آمده است و پارهای از آنها قبلی است، یعنی قبل از احساس در ذهن ما وجود دارد. آقای کانت این نظر دوم را انتخاب کرده و معتقد به حقایق ماقبل تجربی است. این یک مقدمه.
عقل نظری و عقل عملی
مطلب دیگر- که قدمای ما هم همیشه میگفتهاند این است که- میگویند عقل انسان دو بخش است: بخش نظری و بخش عملی، یا احکام عقل انسان دو بخش است: نظری و عملی. یک قسمت از کارهای عقل انسان درک چیزهایی است که هست. اینها را میگویند عقل نظری. قسمت دیگر درک چیزهایی است که باید بکنیم، درک «بایدها». اینها را میگویند عقل عملی. کانت تمام فلسفهاش نقد عقل نظری و عقل عملی است که از عقل نظری چه کارها ساخته است و از عقل عملی چه کارها؟ او در پایان به اینجا میرسد که از عقل نظری کار زیادی ساخته نیست، عمده عقل عملی است، که او به همین مسئله وجدان میرسد. این هم مقدمه دوم.