مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٩ - کار و جلوگیری از گناه
در رختخواب فکر میکند، در بازار فکر میکند، همینطور خیال خیال خیال، و همین خیالات است که انسان را به هزاران نوع گناه میکشاند. اما برعکس، وقتی که انسان یک کار و یک شغل دارد، آن کار و شغل، او را به سوی خود میکشد و جذب میکند و به او مجال برای فکر و خیال باطل نمیدهد.
کار و جلوگیری از گناه
کتابی است به نام اخلاق از مردی به نام ساموئل اسمایلز. از کتابهای خوبی که در اخلاق نوشتهاند این کتاب است. کتاب دیگری است به نام در آغوش خوشبختی. این هم کتاب خوبی است. الآن یادم نیست که در کدامیک از این دو کتاب خواندهام، نوشته بود: گناه غالباً انفجار است، مثل دیگ بخار که اگر آن را حرارت بدهند و هیچ منفذی و دریچه اطمینانی نداشته باشد، بالاخره انفجار پیش میآید. گفته بود: غالباً گناهان انفجار هستند، انسان منفجر میشود. منظورش این است که انسان به حکم اینکه یک موجود زنده است باید با طبیعت در حال مبادله باشد. آقای مهندس بازرگان در کتابهایشان خیلی جاها این مطلب را بیان کردهاند که انسان با طبیعت دائماً در حال مبادله است، یعنی از یک طرف نیرو و انرژی میگیرد و از طرف دیگر میخواهد مصرف کند. وقتی که انسان نیرو و انرژی میگیرد، این نیرویی را که گرفته (چه جسمی و چه روحی) باید یک جایی مصرف کند. خیال انسان هم همینطور است. بدن انسان وقتی نیرو میگیرد باید مصرف شود: زبان انسان بالاخره باید حرفی بزند، چشم انسان بالاخره باید چیزی را ببیند، گوش انسان بالاخره باید صدایی را بشنود، دست و پای انسان باید حرکتی کند؛ یعنی انسان نمیتواند مرتب از طبیعت انرژی بگیرد و بعد خود را نگه دارد و مصرف نکند. این مصرف نکردن مثل همان دیگ بخار بیمنفذ است که مرتب حرارتش میدهند و بالاخره منفجر میشود. افرادی که به دلیل تعین مآبی یا به هر دلیل دیگر [١] اینها را در یک حالت بیکاری و به قول عربها در یک حالت «عُطله» در میآورند، یعنی تمام وجودشان از نظر کار کردن و صرف انرژیهای ذخیره شده در یک حالت تعطیل
[١]. البته علل و عوامل زیادی دارد. در مورد مردها غالباً تعین مآبی منشأ آن بوده و در مورد زنها علل دیگر در کار بوده است.