مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١ - انسان، مربی خود
مانند یک گیاه به هر دست که او را بپرورند بروید و مانند یک طوطی در پس آیینه او را نگه دارند و هرچه به او تلقین شود تکرار کند، بلکه یک نوع استقلال و حرّیت ارادهای دارد که ممکن است با وجود همه عوامل خارجی کاملًا تحت تأثیر قرار نگیرد؛ یعنی صد درصد مجبور و تحت تأثیر عوامل بیرون از وجود خود نیست، در نهایت کارْ خودش باید درباره خودش بیندیشد و خودش درباره خودش تصمیم بگیرد، و مادامی که خودش درباره خودش نیندیشد اندیشه دیگران درباره او کافی نیست، مادامی که خودش درباره خودش تصمیم نگیرد اراده و تصمیم دیگران درباره او کافی نیست. این است که بزرگان دین گفتهاند:
آن کس که در قلب خود واعظی برای خود ندارد، موعظه موعظه کنندگان فایدهای به حالش نمیبخشد.
یا اینکه گفتهاند:
خودتان از خودتان حساب بکشید پیش از آنکه از شما حساب کشیده شود. خودتان خودتان را وزن کنید و بسنجید و به سود و زیان خود برسید قبل از آنکه شما را وزن کنند و بسنجند.
همه اینها ناظر به یک اصل است و آن اینکه انسان این فرق را با سایر امور تربیت پذیر دارد که مربیان خارجی برای تربیت وی کافی نیستند، هرکسی باید در خودش حالت مربیگری نسبت به خودش پیدا شود، دو شخصیت پیدا کند: از یک نظر فرمانده باشد و از یک نظر فرمان پذیر، از یک نظر پند ده باشد و از یک نظر پند پذیر، از یک نظر ملامت کن باشد و از یک نظر ملامت پذیر، از یک نظر حساب کش باشد و از نظر دیگر حساب ده. در قرآن کریم از «نفس لوّامه» نام برده شده. نفس لوّامه یعنی نفس ملامت کن که در مواقعی که از انسان خطایی سر میزند آدمی را تحت شکنجه و عذاب و ملامت و سرزنش قرار میدهد. هیچ کس نیست که این حقیقت را در خود احساس نکرده باشد، زیرا هیچ کس نیست که خطایی کوچک یا بزرگ مرتکب نشده باشد و هیچ کس هم نیست که وجودش از این