مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٨ - سخن سَری سَقَطی
سگ به دلیل میکروبی که در لعاب دهانش یا در همه بدنش هست میگوییم پلید است؛ یعنی با او مانند شیئی که دارای یک میکروب خطرناک است رفتار میکنیم.
این منافات ندارد با اینکه در عین حال این حیوان قابل ترحم باشد، و هست. انسان حیوان گرسنه یا تشنهای میبیند. یک نفر ممکن است بیتفاوت باشد، یک نفر دیگر او را تیمار میکند. در حدیث است که مردی در بیابان میگذشت. سگی را دید که از شدت تشنگی زبانش را به خاکهای نمناک میمالد. در آنجا چاه آبی بود. خُفّ خودش را- یعنی کفش خودش را- به دستار یا شالی بست، فرستاد داخل چاه و از آن آب کشید و بعد ظاهراً با دست خودش به این حیوان آب داد و او را سیراب کرد و از مرگ نجات داد. وحی رسید به پیغمبر زمانش که خدا کار این انسان را شکر کرد، یعنی قدر این کار را دانست (یعنی این کار نزد خدا قدر دارد): شَکرَ اللَّهُ لَهُ وَ ادْخَلَهُ الْجَنَّةَ خدا قدر کار این شخص را شناخت یعنی عملًا شناخت، به این معنی که به او پاداش داد، او را به بهشت برد. همین حدیث است که سعدی در بوستان آورده:
یکی در بیابان سگی تشنه یافت | برون از رمق در حیاتش نیافت | |