مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٧ - اهتمام مسلمین به طلب علم
چه بود و چطور دنیای اسلام عکس العمل مخالف نشان نداد؟ علتش همین بود که این تعلیمات وجود داشت. این تعلیمات زمینه را آماده کرده بود که اگر در اقصی بلاد چین هم کتابی را پیدا میکردند، مانع نمیدیدند که ترجمهاش کنند (اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصّینِ) [١]. مثلًا عبداللَّه مقفّع که منطق ارسطو را ترجمه کرد، در زمان امام صادق علیه السلام بود. از قبل از زمان امام صادق علیه السلام بلکه از زمان بنی امیه این کارها شروع شده بود، ولی در زمان امام صادق علیه السلام اوج گرفت. در زمان هارون و مأمون و در عصر ائمه با چه شدتی علوم اوایل ترجمه شد. بیت الحکمه مدرسهای بوده که در دنیای زمان خودش نظیر نداشته و بعدها هم کم برایش نظیر پیدا شده. ما در میان احادیث و اخبار ائمه خودمان- که این همه با چشم نقد به خلفا نگاه میکردند و انحرافات آنها را مکرر بازگو مینمودند، و خلفا که این همه ملعون و مطرود شدهاند بر اثر این بوده که ائمه این همه ملعونشان گفتهاند و شناختشان را درباره آنها چنین بیان داشتهاند- در یک حدیث نمیبینیم که این کار خلفا به عنوان یک بدعت تلقی شده باشد و بگویند که یکی از چیزهایی که اینها کار را خراب کردند این بود که علوم ملتهای کافر را از یونان و روم و هند و ایران ترجمه کردند و وارد دنیای اسلام نمودند و حال آنکه این در میان عوام بهترین وسیله بود برای کوبیدن آنها، ولی ما حتی در یک حدیث ندیدهایم که این کار خلفا به عنوان یک بدعت و یک امر ضد اسلام تلقی شده باشد.
غرضم این جهت بود که این خودش یک اصلی است که اسلام آورد: خُذُوا الْحِکمَةَ وَ لَوْ مِنْ اهْلِ النِّفاقِ. احادیث این موضوع مضامین خیلی عالی دارد. حدیثی است که روایات ما از حضرت مسیح نقل میکنند که ایشان فرمود: کونوا نُقّادَ الْکلامِ [٢] یعنی آنطور که صرّاف سکه را نقد میکند، خوب و بدش را تشخیص میدهد و خوبش را میگیرد، شما هم راجع به نکتهها و سخنها چنین باشید. هرچه دیگران دارند میگیریم، خودمان فکر و عقل داریم، از خود نمیترسیم و بیم نداریم، روی اینها فکر میکنیم، خوبهایش را میگیریم و بدهایش را طرح [٣] میکنیم.
حال ریشه خُذُوا الْحِکمَةَ وَ لَوْ مِنْ اهْلِ الشِّرْک (یا وَ لَوْ مِنْ اهْلِ النِّفاقِ) چیست؟
[١]. جامع الصغیر، ج ١/ ص ٤٤[٢]. بحارالانوار، ج ٢/ ص ٩٦[٣]. [به معنی طرد]