مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٦ - تقویت حس حقیقت جویی
و قصاص است در مجازاتها و در مورد افراد. ولی همه اینها از خیرخواهی و از مصلحت خواهی و از سعادت خواهی برمیخیزد. اینها در آن قانون کلی همه ادیان که «احْبِبْ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفْسِک وَ ابْغِضْ لَهُمْ ما تُبْغِضُ لَها» استثناء نیست، نوع تفسیر است. یک کسی محبت را بچه گانه تفسیر میکند، میگوید: وقتی میبینی که این بابا بت پرست است و مشغول بت پرستی هم هست، تو چکار داری؟! به او محبت کن. تو میبینی که اگر به او بگویی این کار را نکن بدش میآید، این کار را نکن، به او محبت کن، چیزی نگو که او بدش بیاید، جلویش را نگیر، با او مبارزه نکن، ناراحتش نکن.
این، دشمنی کردن است و مثل این است که عدهای سخت مریض باشند ولی خود این مریضها اصلًا دوست ندارند معالجه شوند و از معالجه بدشان میآید. وقتی مردم جاهل باشند همین جور است. در سابق که هنوز دهاتیها عادت نکرده بودند مزارعشان را سمپاشی کنند، و نیز روی یک سابقهای که داشتند که همیشه مأمور دولت که میآمد به چشم یک دشمن به او نگاه میکردند، وقتی مأمورین کشاورزی که قصدشان خیر و احسان بود میرفتند که زراعتها را سمپاشی کنند- که این کار، خیر و مصلحتشان بود- به آنها رشوه میدادند که از آنجا بروند، دواهای آنها را میخریدند و بعد در جایی دفن میکردند.
حال اگر مردمی اینجور بودند، ما بگوییم: ما نباید مردم را ناراحت کنیم، حالا که اینها ناراحت میشوند از اینجا برویم؟! نه، مسئله ناراحتی نیست. اینجا باید این مردم را به زور شلّاق هم شده آگاه کرد و خیر و مصلحت را به آنها رساند، بعد هم خودشان متوجه آن خیر و مصلحت خواهند شد.
پس مسئله محبت یکی از مسائل تربیتی اسلامی و بلکه در همه ادیان است، ولی با این تفاوت که در تفسیر محبت باید دقت کنیم که این محبت را با آن محبتهای سطحی اشتباه نکنیم.
تقویت حس حقیقت جویی
مسئله دیگر در باب تربیت مسئله تقویت حس حقیقت جویی است. میگویند که در هر انسانی کم و بیش این غریزه وجود دارد که کاوشگر و حقیقت جوست، و به همین دلیل انسان دنبال علم میرود. این جزء احساسها و غرایزی است که در