مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٠ - آیا « خود » را باید خوار کرد یا محترم شمرد؟
فَلاتَأْمَنْ شَرَّهُ [١] اگر کسی خودش در نزد خودش خوار بشود، اگر کسی احساس بزرگواری را در خودش از دست بدهد، یعنی خود را به عنوان یک موجود بزرگوار حس نکند- و به تعبیری امروزی نزدیک به این تعبیر- کسی که در روح خودش احساس شخصیت اخلاقی و معنوی نکند، از شر او بترس، از شر او ایمن مباش.
برحسب کلام امیرالمؤمنین اگر کسی در روح خود احساس شرافت و بزرگواری بکند، برای او شهوترانی و دنبال هوای نفس رفتن کار منفوری است و نرفتنش کاری آسان [و برحسب کلام امام هادی علیه السلام] برعکس، آن کسی که این احساس در او نیست و در خود احساس نمیکند که من کسی هستم، شخصیتی هستم، شرافتی دارم، بزرگواریای دارم، آن کسی که این احساس را باخت همه چیز را باخته است، فلا تَأْمَنْ شَرَّهُ.
آیا « خود » را باید خوار کرد یا محترم شمرد؟
بعد این سؤال مطرح شد که این چگونه است که در اسلام از نظر اخلاقی از یک طرف توصیه و تأکید میشود به مبارزه و مجاهده با نفس و هوای نفس، و از طرف دیگر تمام تکیهها روی بزرگواری نفس است که کوشش کنید احساس بزرگواری را در نفس خود از دست ندهید، احترام ذات و نفس را از دست ندهید؛ اینها چگونه با یکدیگر جور در میآید؟ و گفتیم «نفس» در اصلِ معنی یعنی «خود». «نفس» آن خودِ انسان است. آیا «خود» را باید شکست، زبون و خوار کرد یا «خود» را باید مکرّم داشت و محترم شمرد و عزتش را حفظ کرد؟ آیا این هر دو یک «خود» است؟
این که نمیشود. آیا در انسان دو «خود» وجود دارد که از نظر اخلاقی با یکی از اینها باید مبارزه کرد، باید او را در زنجیر کرد، جلو آزادیاش را گرفت، زبونش کرد، میراند و به تعبیر شعرای ما- اگرچه این تعبیر در روایات و احادیث نیامده است- باید او را کشت و نفس کشی کرد، و «خود» دیگر را باید احیا کرد و زنده نگه داشت؟
این هم به این صورت که قابل قبول نیست. بدیهی است هرکس دو «من»، دو «خود» مجزا از یکدیگر ندارد. آیا در قالب و تن هرکدام ما دو «من» یا دو «نفس» وجود دارد؟! چنین چیزی هم قطعاً نیست. بعد عرض کردیم که این مسئلهای است که تنها
[١]. تحف العقول با ترجمه، ص ٥١٢، حدیث ١٤