مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣ - موجبات کاهش تأثیر تعلیمات دین
در همان روز آفتاب منکسف شد. مردم گرفتن آفتاب را حمل کردند که به سبب عزادار شدن رسول اکرم و مردن ابراهیم بوده. رسول خدا به منبر رفت و فرمود:
خورشید و ماه دو آیت از آیات پروردگارند و برای مردن کسی نمیگیرند، گرفتن آفتاب در این روز رابطهای با مردن فرزند من ندارد. به این طریق، آسایش خیالی مردم را برهم زد.
عرض کردم که در ادبیات ما این معنا منعکس شده که رنج و دردی که ناشی از حساسیت ضمیر و وجدان است بر بیدردی و آسایش ناشی از لَختی و بیحسی و افسردگی و جهالت ترجیح دارد، به طوری که کلمه «بی درد» دشنام تلقی میشود چون کنایه است، ذکرِ لازم و اراده ملزوم است، یعنی حس نداری که درد را حس کنی. در مقابل، گاهی در ادبیات ما قطعههایی پیدا میشود که نقطه مقابل این است؛ میبینیم ندانستن و حس نکردن را بر دانستن و حس کردن- که برای انسان تولید دردسر و رنج میکند- ترجیح دادهاند، مثل اینکه یکی میگوید:
دشمن جان من است عقل من و هوش من | کاش گشاده نبود چشم من و گوش من | |