مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢ - دوران خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام
مکرر اعتراضات و خواستههای مردم را به عثمان میگفت و جواب میگرفت و مکرر پیشنهادهای خیرخواهانهای به عثمان کرد که اگر قبول میکرد کشته نمیشد؛ ابتدا قبول میکرد و بعد اطرافیان فاسدش رأیش را میزدند. تنها نائله زن عثمان بود که به او میگفت حرف کسی غیر از علی بن ابیطالب را قبول نکن، ولی مروان حکم و دیگران که دور عثمان را گرفته بودند بر افکار او تسلط داشتند و نمیگذاشتند پیشنهاد امیرالمؤمنین علیه السلام را بپذیرد. بار دیگر عثمان دید مردم که علی را میبینند زمزمه زمامداری آن حضرت را میکنند. باز هم به وسیله عبداللَّه بن عباس برای آن حضرت پیغام فرستاد و خواهش کرد که از مدینه خارج شود. این بود که حضرت با عبداللَّه بن عباس از این روش عثمان- که یک روز میگوید از مدینه خارج شو و یک روز میگوید برگرد- شکایت میکند و میفرماید:
یا ابْنَ عَبّاس! ما یریدُ عُثْمانُ الّا انْ یجْعَلَنی جَمَلًا ناضِحاً بِالْغَرْبِ اقْبِلُ وَ ادْبِرُ، بَعَثَ الَی انْ اخْرُجَ ثُمَّ بَعَثَ الَی انْ اقْدِمَ ثُمَّ هُوَ الْآنَ یبْعَثُ الَی انْ اخْرُجَ. وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتّی خَشیتُ انْ اکونَ اثِماً [١].
فرمود: ابن عباس! عثمان مرا ملعبه قرار داده، یک روز دستور خروج مرا از مدینه میدهد و یک روز دیگر خودش بدون آنکه من اظهار میل به مراجعت کنم به من میگوید برگرد، حالا باز دومرتبه پیغام میفرستد که چندی مدینه نباش. به خدا قسم آنقدر از عثمان حمایت کردم که میترسم گناهکار باشم.
یک نوبت مردم آمدند به حضورش و خواهش کردند به نمایندگی آنها برود پیش عثمان، مطالب و خواستههای آنها را بگوید. حضرت بعد از نصیحتهای زیادی که به عثمان کرد به او فرمود:
وَ انّی انْشِدُک اللَّهَ الّا تَکونَ امامَ هذِهِ الْامَّةِ الْمَقْتولَ فَانَّهُ کانَ یقالُ: یقْتَلُ فی هذِهِ الْامَّةِ امامٌ یفْتَحُ عَلَیهَا الْقَتْلَ وَ الْقِتالَ الی یوْمِ الْقِیمَةِ وَ یلْبِسُ امورَها عَلَیها وَ یبُثُّ الْفِتَنَ فیها ... فَلا تَکونَنَّ لِمَرْوانَ سَیقَةً یسوقُک حَیثُ شاءَ بَعْدَ
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٢٣٨