مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٢ - ج خود ملی
برای خانواده، قتل نفس میکند برای خانواده. همه اینها «خود» ش است. میبینید آن «خود» یک مقدار بزرگتر شده است، واحد عوض شده است و الّا خودپرستی خودپرستی است. شما آدمهایی را میبینید که وقتی داخل خانه هستند عادلند ولی در بیرون خانه ظالم و متقلّب هستند و در معامله غش میکنند. آیا میتوانید اینها را انسان اخلاقی حساب کنید؟ میگویند نمیدانید چقدر این مرد آراسته است! وقتی یک کیلو سیب به خانه میآورد تمام اینها را سبک سنگین میکند و به هر بچه همان قدر میدهد که استحقاق دارد. حتی اگر به خودش هم نرسید، نرسید. من در خانهاش بودم و دیدم این آدم نسبت به بچههای خودش عادل است. ولی این به تنهایی اخلاق و فضیلت اخلاقی نیست. اگر این آدم از خانوادهاش یعنی از دایره خودی خودش که وسیعتر شده است فراتر رفت و در آنجا هم همین فضایل را داشت معلوم میشود که اخلاقی است، اما وقتی میبینید دایره خودی وسیعتر شده است ولی باز این آدم در بیرون خانواده دزد است، متقلّب و دروغگوست، ظالم و متجاوز است [بدانید که باز خودپرستی وجود دارد اما] این خود، خود خانوادگی است. مگر دزدها که با هم باند تشکیل میدهند به همدیگر خیانت میکنند؟ در عین حال که دزدند، نسبت به هم صفا و صمیمیت دارند ولی نسبت به غیر خودشان اینجور نیستند. در هرجای دنیا که میروید غالباً میبینید باندهایی تشکیل میشود که یا سر به دزدی میزنند یا تقلّبات دیگری میکنند و گاهی زمام کارهای مردم را در دست میگیرند، بالاخره باندند. باند به افراد خود دروغ نمیگوید، اطلاعات صحیحی به یکدیگر میدهند. ولی همین افراد نسبت به بیرون خودشان ظالم و متجاوزند. نمیشود گفت افرادی که با باند خودشان خوب هستند، آراسته به فضیلت و دارای فضیلتهای اخلاقی میباشند.
ج . خود ملی
گاهی میبینیم که «خود» توسعه پیدا میکند، از باند هم وسیعتر میشود، خودِ ملی میشود؛ یعنی آن واحد، واحد ملت میشود و افراد آن ملت در داخل خودشان مثل همان فرد در داخل خانوادهاند که نسبت به افراد خانواده خودش راستگوست.
نسبت به ملت خود امین است، در ملت خودش دزد نیست. در واقع برای شخص خودش دزد نیست، برای شخص خودش دروغ نمیگوید، برای شخص خودش