مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٧ - ازدواج، اولین مرحله خروج از خود فردی
هم برای زن یک ابزار است. ولی مسئله زوجین و کانون خانوادگی و فلسفه خانوادگی و روح خانوادگی عبارت است از روح مافوق غریزه جنسی که میان دو نفر پیدا میشود؛ یعنی شخصیت یکدیگر را دوست دارند و تا سنین پیری که دیگر مسئله غریزه جنسی بکلی ضعیف یا نابود میشود، علقه خانوادگی و محبت میانشان هست و روز به روز هم شدیدتر میشود و حتی به گفته علمای جدید مثل ویل دورانت در کتاب لذات فلسفه علقه زوجین به یکدیگر در اثر معاشرت و تماس زیاد شدت پیدا میکند و آنقدر اثر میگذارد که کم کم قیافههای آنها شبیه هم میشود، یعنی تدریجاً روحهای آنها آنقدر با هم انطباق پیدا میکنند که کم کم اجسام آنها نیز با هم انطباق پیدا میکنند و قیافهها به یکدیگر شبیه میشود. این اولین مرحلهای است که انسان از لاک خود فردی خارج میشود. و به همین دلیل ازدواج در اسلام جنبه اخلاقی دارد با اینکه یک امر شهوانی است، و این تنها امری است که با وجود اینکه پایه طبیعی و شهوانی دارد جنبه اخلاقی نیز دارد. مثلًا هیچ وقت خوردن جنبه اخلاقی پیدا نمیکند ولی ازدواج خودش جنبه اخلاقی دارد. و در میان غرایز شهوانی انسان هر غریزهای که اشباع شود، اشباع آن تأثیری در معنویت انسان ندارد جز غریزه جنسی. لهذا ازدواج از نظر اسلام سنت و مستحب تعبیر شده.
علت اساسی این است که هر مقدار که الفت زوجین به یکدیگر بیشتر باشد، یک قدم از خودِ فردی خارج شدهاند. «خود» کمی که بزرگتر شد، رقیقتر میشود، مثل مایع غلیظ که وقتی آب داخلش کنند رقیق میشود و توسعه مییابد.
تجربه نشان داده است که افرادی که در تمام عمر به خاطر هدفهای معنوی، مجرّد زندگی کرده و نخواستهاند زن و بچه داشته باشند که مانع رسیدن آنها به معنویات شود [١]، در همه آنها یک نوع نقص- ولو به صورت یک خامی- وجود داشته است. گویی انسان یک نوع کمال روحی دارد که آن کمال روحی جز در مدرسه خانواده در هیچ مدرسهای کسب نمیشود. همه کمالات روحی در مکتبها و مدرسهها حاصل نمیشود، مثل شجاعت در مقابل دشمن. آیا انسان با
[١]. خیلی از بزرگان اخلاق ما کسانی بودهاند که مجرّد زندگی کردهاند. میرزای جلوه در تهران تا آخر عمر مجرّد زندگی کرد. مرحوم جهانگیرخان قشقایی در اصفهان- که حکیم و فیلسوف بود- تا آخر عمر مجرّد زیست. آخوند کاشی که برایش کرامتی قائل بودند نیز همینطور. مرحوم آقاشیخ محمد حسن طالقانی هم مجرّد زندگی کرد.