مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٧ - وجدان اخلاقی
این گونه اغراض منزّه و ناشی از احساس تکلیف باشد؛ یعنی شخص هرچه وجدان و وظیفه و تکلیف اقتضا میکند انجام دهد و هیچ غایت و هدفی از کار خود جز انجام تکلیف نداشته باشد. حال اگر بپرسیم تکلیف کجاست؟ میگوید در وجدان انسان. خدا انسان را با یک وجدان آفریده که آن غیر از احساسات نوع دوستانه است. وجدان یک احساس مقدسی است در درون انسان که به انسان فرمان میدهد، و فعل اخلاقی آن است که از وجدان سرچشمه بگیرد.
وجدان در مکتب کانت تعریف شده. او برای وجدان انسان ارزش فوق العادهای قائل است و معتقد است که انسان یک وجدان بسیار اصیل اخلاقی دارد. او درباره اطاعت از وجدان همان حرف را میزند که اهل ایمان در مسئله اخلاص نسبت به باری تعالی میزنند که بنده مخلص آن است که امر خدا را اطاعت کند نه برای وصول به نعمتهای خدا و نه برای ترس از عقاب خدا، بلکه چون او امر کرده اطاعت کند ولو اینکه بداند اگر انجام دهد بهشتی در کار نیست و اگر انجام ندهد جهنمی در کار نیست. این هم نظری است.
ما این وجدان را نفی نمیکنیم ولی میگوییم که این وجدان در این حد امر صددرصد تأییدشدهای از نظر علمی نیست. البته در اسلام این امر تعریف شده که یک وجدان اخلاقی در انسان هست، ولی نه به عنوان یک اصل مسلّم که نتوان در آن خدشه وارد کرد و نه با آن قوّه و قدرتی که کانت میگوید که در روح و باطن هرکس چنین قوّه و نیرویی با این صراحت وجود دارد.
این نظریه، نظریه خوبی است و همین که میبینیم در قرآن از نفس لوّامه و مطالب دیگری از قبیل «فَالْهَمَها فُجورَها وَ تَقْویها» [١] یاد شده است، نشان میدهد که از نظر قرآن نسبت به کار بد و خوب اصالتی در انسان هست؛ یعنی وقتی انسان کار بدی انجام میدهد از درونش خودش را ملامت میکند، و معلوم میشود که چیزی هست که فرمان به خوبی و ترک بدی میدهد و به سبب انجام فعل بد، انسان را مورد ملامت قرار میدهد و در مقابل، وقتی که انسان کار خوب انجام میدهد راضی میشود و به نوعی او را تحسین میکند.
[١]. شمس/ ٨