مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨ - حقیقت زهد
رویت را برگردان از آن کس که از ذکر ما روبرگردانده است و جز همین زندگی دنیا غرض و هدفی ندارد. اینها حد علم و سطح فکرشان همین است، سطح فکرشان پایین است.
علاقه به امور دنیا، علاقه به زن و فرزند و مال و ثروت و جاه و قدرت، سنت و فطرت الهی است، وسیله گردش و چرخش زندگانی این جهان است. اگر این علایق گرفته شود از بشر، اجتماع انسانی میخوابد، دیگر نه برای زندگانی دنیا زمینهای باقی میماند و نه برای زندگی آخرت. حرکت زندگی و کمال زندگی و حیات آدمی متوقف بر آن علایق است. و اما سرگرم شدن به آن علایق و رضایت و قناعت و اکتفا کردن به آنها نه تنها موجب پیشرفت و ترقی نیست، موجب مزاحمت است، موجب رکود و توقف است. بشری که جز این علایق چیزی را نمیشناسد و واقف شده است بر اینها، حیوانی بیش نیست. پس زاهد و تارک دنیا کیست؟ آن کسی است که دنیا را به حسب روح و مقامات روحی خود طی کرده و به آخرت رسیده است.
گذشته از اینکه [سرگرم شدن به علایق دنیوی موجب] رکود و توقف و سکون است، موجب خرابی خود همین زندگی است. آیا گمان میکنید حرص هم میتواند دنیا را اداره کند؟ آیا طمع قادر است دنیا را به خوبی بچرخاند؟ آیا خشم و شهوت قادر است به جهان نظم بدهد؟ آیا شکم پرستی و زن پرستی و پول پرستی و جاه پرستی- که همه اینها تعبیراتی است از دلخوش بودن و قانع بودن به زندگی دنیا و تمرکز تمایلات و میلها در این چیزها- آیا اینها قادرند به بشر سعادت بدهند؟ بشر وقتی زندگی دنیا را خوب اداره میکند و مدینهاش مدینه فاضله میشود که غلام و عبد دنیا نباشد. اگر اسیر علایق دنیا نبود ناچار آن موجودات را مسخَّر خود و تابع خود قرار میدهد، و اگر بنده شد و طوق عبودیت به گردن انداخت [تا] او زنده است تابع امواج دریای خروشان طبیعت است.
همه پستیهای اخلاقی از دروغ و ریا و تملّق و ظلم، ناشی از دنیاپرستی است و همه فضایل عالیه انسانی معلول بیاعتنایی و زهد و عدم قناعت به زندگانی دنیاست. آدم دنیاپرست و مادی نمیتواند شجاع باشد و گذشت داشته باشد، نمیتواند عفت داشته باشد، نمیتواند حرّیت و آزادگی داشته باشد. زاهد به معنای صحیح کلمه، نه به معنای یک شخص ضعیف منفی که در دون درجه دنیاپرستان