مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧ - حقیقت زهد
خود را محکم بند کرد و تابع هوا و هوس خود شد.
در سوره یونس میفرماید:
انَّ الَّذینَ لایرْجونَ لِقاءَنا وَ رَضوا بِالْحَیوةِ الدُّنْیا وَ اطْمَأَنّوا بِها وَ الَّذینَ هُمْ عَنْ ایاتِنا غافِلونَ. اولئِک مَأْویهُمُ النّارُ بِما کانوا یکسِبونَ [١].
آنها که امید و آرزوی ملاقات حق را ندارند و به زندگی دنیا راضی و قانع و سرگرمند و به آن آرام گرفتهاند، آنها به واسطه اعمال مبتنی بر آن طرز فکر اهل آتش میباشند.
از مجموع این آیات اینطور فهمیده میشود که آن چیزی که مذموم و مردود است از نظر دین، سرگرم شدن به این امور و غافل ماندن از خدا و آخرت است، اخلاد و خود را به طبیعت بستن و چسبیدن است، راضی و قانع شدن و آرام گرفتن و اکتفا کردن است. پس اینکه میگویند: دنیای مذموم محبت و علاقه به دنیاست، درست است اما به این معنا؛ به معنای دلخوش شدن و قانع شدن و اکتفا کردن و بازماندن از ماورای این علایق. توقف بر دنیا مذموم است، پایین بودن سطح فکر مذموم است، این جهت مذموم است که علی علیه السلام فرمود:
وَ انَّمَا الدُّنْیا مُنْتَهی بَصَرِ الْاعْمی [٢].
دنیا حد نهایی شعاع دید آدم کور است.
پس چه چیز بد است؟ کوری، نفوذ نکردن شعاع دید از حجاب طبیعت به بالاتر، محدود بودن فکر به مادیات. قرآن کریم میفرماید:
فَاعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلّی عَنْ ذِکرِنا وَ لَمْ یرِدْ الَّا الْحَیوةَ الدُّنْیا. ذلِک مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ [٣].
[١]. یونس/ ٧ و ٨[٢]. نهج البلاغه، خطبه ١٣١[٣]. نجم/ ٢٩ و ٣٠