مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٦ - نقد این نظریه
نمیکنند- اموری از قبیل جاه، مقام، پست، شهرت، محبوبیت و قدرت هم بالتساوی تقسیم میشود؟ آیا واقعاً فلان کارگری که در فلان کارخانه پولاد سازی کار میکند و فقط یک نان بخور و نمیری به او میدهند، همان قدرت را دارد که مثلًا آقای برژنف دارد؟ و آیا برای بشر قدرت، اساس نیست؟ انسان ثروت را فدای قدرت میکند. زن چطور؟ آیا توانستند اشتراک در زن هم برقرار کنند؟ نه، میخواستند بکنند ولی دیدند چنین چیزی امکان ندارد. آیا او موهبت نیست؟ و هزاران موهبت دیگر. و بعلاوه ارزشهای اخلاقی انسان یک سلسله ارزشهاست که با اشتراک جمعی جور در نمیآید. اشتراک جمعی حداکثر این است که همه در ثروت با همدیگر برابر باشند. این چه ربطی دارد به اینکه انسانی مثلًا در جنگها خودش را فدای انسانهای دیگر بکند، یا اینکه در مقابل حقیقت، نسبت به انسانهای دیگر انصاف بدهد؟ درباره این مطلب هم ان شاء اللَّه بعداً عرایضی عرض خواهم کرد.
پس، از نظر اسلامی مادر همه احساسهای اخلاقی انسان احساس کرامت و شرف و عزت و قدرت و عظمت در درون خود و در خود واقعی خویش است، آنهم عزت و شرف و کرامت و قدرت و عظمت واقعی، و خود واقعی انسان همان نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی [١] است که خدای متعال در قرآن بیان کرده است. انسانهای کامل اسلام از نظر اخلاق، یعنی انسانهایی که خود را بهتر از دیگران شناختهاند، شرف و کرامت را در ذات خودشان بیشتر از دیگران احساس کردهاند.
قبلًا عرض کردم که حماسههای امام حسین، همه در اطراف کرامت و عزت و شرافت و نفاست نفس دور میزند. امر به معروف و نهی از منکر او هم احساسی است از این گونه احساسها. میفرمود: الا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لایعْمَلُ بِهِ وَ انَّ الْباطِلَ لایتَناهی عَنْهُ لِیرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فی لِقاءِ اللَّهِ مُحِقّاً [٢] مردم! چشمهایتان نمیبیند؟ آیا نمیبینید نیکیها چگونه دارد مهجور و متروک میشود و به آنها عمل نمیشود؟ نمیبینید زشتیها چگونه رایج شده است؟ یک مؤمنِ اسلام، یک انسان شریف، مرگ را بر زندگیای که در آن همواره با چنین تابلوهای زشت مواجه باشد و از تابلوهای عالی انسانیت
[١]. حجر/ ٢٩ [ترجمه: از روح خود در آن دمیدم.][٢]. بحارالانوار، ج ٤٤/ ص ٣٨١