مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٥ - ریشه الهامات اخلاقی
پس فقر به این دلیل که انسان را کوچک میکند بد است. الْمُقِلُّ غَریبٌ فی بَلْدَتِهِ ( «مقلّ» یعنی کسی که کم دارد) آدمی که تهیدست است (تهیدست با نیازمند فرق میکند) در شهر خودش هم غریب است. عجز و ناتوانی برای انسان آفت است نه کمال. در مقابلْ صبر، شجاعت انسان است، خویشتنداری نیرو و قوّت است. زهد ثروت است؛ یعنی یک نوع ثروت، زهد داشتن است که انسان به دیگران محتاج نباشد. ثروت را انسان برای چه میخواهد؟ برای بینیازی. خود زهد ورزیدن نوعی بی نیازی برای انسان ایجاد میکند. وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ و پارسایی سپر انسان است.
این حدیث جزء آن احادیثی است که تحت عنوان «عزت» بیان کردیم. بعضی احادیث را تحت عنوان «نفاست» بیان کردیم. حدیثی از امام سجاد علیه السلام نقل شده که از ایشان سؤال شد: مَنْ اعْظَمُ النّاسِ خَطَراً؟ از همه مردم مهمتر و باشخصیتتر کیست؟ قالَ: مَنْ لَمْ یرَ الدُّنْیا خَطَراً لِنَفْسِهِ [١] آن کسی که تمام دنیا را با نفس خود برابر نمیبیند؛ یعنی برای نفس خود عزت و شرافتی قائل است که اگر تمام دنیا را در یک کفّه ترازو بگذارند و شرافت و کرامت نفس را در کفّه دیگر، حاضر به معامله نیست.
احادیثی در باب کرامت خواندیم، از جمله حدیثی از تحف العقول از حضرت سجاد علیه السلام که فرمود: مَنْ کرُمَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَیهِ الدُّنْیا [٢] هرکه نفس او برایش بزرگوار بود، دنیا در نظرش کوچک میشود. همیشه انسان در مقابل چیزی که دارد، آنچه که ندارد [و کم ارزشتر است] برایش بیاهمیت است. انسان اگر چیزی نداشته باشد، همه چیز نمیتواند برای او بیاهمیت باشد. ولی وقتی یک شیء بهتر و عظیم تری را دارد، آنچه ندارد برایش مهم نیست. میخواهد بفرماید که انسان اگر کرامت نفس خودش را دریابد و احساس کند، تمام دنیا در نظرش خوار و کوچک است.
در نهج البلاغه، خطبه ٨٥ دو جمله است که باز بر همین مسئله کرامت و عزت تکیه دارد و [مفاد آن این است] که راستی و راستگویی، شرف و کرامت است برای بشر، و دروغ سقوط و پستی: الصّادِقُ عَلی شَفا مَنْجاةٍ وَ کرامَةٍ، وَ الْکاذِبُ عَلی شُرُفِ مَهْواةٍ وَ مَهانَةٍ راستگو مشرف بر نجات و کرامت و بزرگواری است، و دروغگو در
[١]. فی رحاب ائمة اهل البیت، ج ٤/ ص ٧٦[٢]. تحف العقول، ص ٢٨٨