مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٨ - آیا تناقض است؟
میفرماید: قَدْرُ الرَّجُلِ عَلی قَدْرِ هِمَّتِهِ حد و درجه هرکس به درجه و میزان همت او بستگی دارد، وَ شَجاعَتُهُ عَلی قَدْرِ انَفَتِهِ و شجاعت او به آن اندازهای است که در خود احساس مردانگی کند، وَ عِفَّتُهُ عَلی قَدْرِ غَیرَتِهِ [١] عفت هرکس برابر با اندازه غیرت اوست؛ یعنی انسان به هر اندازه که نسبت به ناموس خود احساس غیرت کند نسبت به ناموس دیگران نیز احترام قائل است، یعنی غیرت خودش اجازه نمیدهد که به ناموس دیگران تجاوز کند. لذا در تعبیر دیگری فرموده: ما زَنی غَیورٌ قَطُّ [٢] آدم باغیرت هرگز زنا نمیکند؛ یعنی هرکس که زنا کند و عفت دیگری را پایمال نماید، خودش غیرت ندارد.
تعبیر دیگر در این زمینه کلمه «حرّیت» است، حرّیت و آزادی و آزادگی.
امیرالمؤمنین میفرماید: لاتَکنْ عَبْدَ غَیرِک وَ قَدْ جَعَلَک اللَّهُ حُرّاً بنده دیگری مباش زیرا خدا تو را آزاد آفریده است.
تعبیراتی هم درباره «کرامت نفس» است، مثل: مَنْ کرُمَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَیهِ شَهَواتُهُ [٣] آن کسی که نفس خود را بزرگ احساس کند، شهوات نمیتواند بر او مسلط شود. حضرت هادی میفرماید: مَنْ هانَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ فَلا تَأْمَنْ شَرَّهُ [٤] بترس از آن آدمی که خودش نزد خود خوار است، یعنی پیش خود احساس شرف نمیکند.
آیا تناقض است؟
تمام اینها تعبیراتی است که نوعی توجه دادن به «خود» است. از طرفی در خود تعلیمات اسلامی، تعلیمات دیگری میبینیم که آنها را بیشتر از اینها میشناسیم و نقطه مقابل اینها تلقی میشوند. مثلًا وقتی میگوییم عزت نفس، پس با تواضع چه کنیم؟! مگر تواضع غیر از تذلّل است؟! اگر بناست که عزت نفس خود را حفظ کنیم پس نباید متواضع باشیم! آیا عزت نفس بر ضد تواضع است یا نه؟ همچنین است علوّ نفس. میبینیم در قرآن از یک طرف میفرماید: وَ انْتُمُ الْاعْلَوْنَ انْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ، ولی در جای دیگر اراده علوّ را مذمّت میکند، میفرماید: تِلْک الدّارُ الْاخِرَةُ نَجْعَلُها
[١]. نهج البلاغه، حکمت ٤٤[٢]. نهج البلاغه، حکمت ٢٩٧[٣]. نهج البلاغه، حکمت ٤٤١[٤]. تحف العقول، ص ٥١٢