مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - نظریه کانت
سخن کانت دو مرحله دارد. یک مرحله مربوط به علم النفس و روان شناسی است؛ یعنی باید قبول کنیم که ضمیر انسان دوگونه فرمان به انسان میدهد: مطلق و مشروط.
فرمانهای مشروط همانهاست که انسان را به تلاش معاش وا میدارد. فرمانهای مطلق فرمانهایی است که دستورهای اخلاقی صادر میکند. ضمیر انسان در آن قسمت که چنین فرمانهایی صادر مینماید «وجدان اخلاقی» نامیده میشود.
کانت نسبت به ضمیر آدمی از جنبه وجدان اخلاقی، سخت اعجاب دارد.
میگوید:
دو چیز است که انسان را سخت به اعجاب میآورد: یکی آسمان پرستارهای که بالای سر ما قرار دارد و دیگر وجدانی که در درون ما جای دارد.
گویند همین جمله بر لوح قبر او حک شده است.
مرحله دوم مربوط به رفتار انسان است. انسان میتواند از فرمانهای مشروط ضمیرش اطاعت کند و در حقیقت از تمایلات و غرایز خود پیروی نماید، و میتواند از ضمیر اخلاقی خود که ماورای میلهاست اطاعت نماید که در این صورت رفتارش اخلاقی خواهد بود.
ه. از کجا بفهمیم که فرمانی که از ضمیر خود دریافت میداریم، یک فرمان مطلق است نه مشروط؟ به عبارت دیگر معیار اینکه فرمانی که به ما رسیده الهام وجدان اخلاقی است یا ناشی از تمایلات است چیست؟.
کانت معیارهایی بیان میکند. یکی اینکه نظر به اینکه کار اخلاقی با کار مصلحت آمیز دوتاست، فرمان اخلاقی کلی و عمومی است. کانت مدعی است که فرمان وجدان این است که:
بنا بر قاعدهای رفتار کن که به موجب آن در همان حال بتوانی بخواهی که