مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣ - نظریه کانت
اخلاقی را کاری میداند که تنها به دلیل احساس تکلیف انجام یافته باشد. به تعبیر دیگر او خوبی را در اراده میداند نه در مراد، و خوبی اراده را به انگیزه آن مربوط میکند که اگر از احساس تکلیف انگیخته شده باشد خوب است واگرنه، نه.
از این رو فرمانهای اخلاقی کانت تا حد زیادی کورکورانه است. گویی وجدانی که کانت میشناسد، یک فرمانده مستبد است که بدون دلیل فرمان میدهد و بدون دلیل باید فرمان او را اطاعت کرد.
لهذا نظر کسانی که معتقدند هر فرمانی به دلیل تشخیص نوعی خوبی است، چیزی که هست خوبیها گاهی نسبی و گاهی مطلقند- چنانکه در درسهای اول و دوم گفتیم- بر نظریه کانت ترجیح دارد.
ج. مطابق نظریه کانت اگر در کاری خیر عموم باشد و انسان به حکم عاطفه انسان دوستی و به حکم میل به خدمت، آن کار را انجام دهد نه به حکم یک تکلیف و یک مسئولیت، آن کارْ اخلاقی نیست. همان وجدان اخلاقی که کانت آن را ستایش میکند، از قبول این مطلب ابا دارد.
د. بهطور کلی هرکاری که زیر فشار الزام و تکلیف باشد، هرچند آن الزام از درون خود انسان باشد، از آزادی انسان نسبت به آن کار و قهراً از جنبه اخلاقی بودنش میکاهد. اگر کاری نه به حکم احساس تکلیف بلکه به علت نیکی ذاتی آن کار و از روی کمال اختیار و انتخاب صورت گیرد، ماهیت اخلاقی بیشتری دارد [١]
[١]. [پیداست که بحث ادامه داشته است ولی استاد شهید فرصت تکمیل آن را نیافتهاند.]