فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣ - ١ تولید
ناچار در تولید یک محدودیتی باید قائل بشویم، یعنی ما میخواهیم بگوییم که ابزار تولید به حکم اینکه وضع اقتصادی را تغییر میدهد همه چیز جامعه تغییر میکند نه به دلیل اینکه وضع صنعتی و فنی و قدرت را تغییر میدهد همه چیز عوض میشود. مثلًا کسی بگوید آلمان به دلیل اینکه یک اختراعاتی کرد (اگرچه موفق نشد) یا آمریکا به دلیل اینکه در صنعت پیشرفت کرد منشأ یک تحولی در عالم شده و اصلًا تکامل صنعت [منشأ تحول جامعه است.] وقتی که در تقسیم بندی تاریخ مثلًا میگوییم عهد حجر، عهد آهن، عهد فولاد و عهد اتم، آنجا در واقع ما به تکامل فنی کار داریم، میگوییم فن بشر است که پیش میآید و جامعه را عوض میکند. حالا اگر کسی چنین نظریهای داشته باشد- چنین صاحب نظریهای نیست- که بگوید تکامل فنی که رخ میدهد همه چیز تغییر میکند، فلسفه و علم و هنر و مذهب، همه اینها روبنای وضع تمدن فنی بشر است، یک حرفی است. اینها میخواهند همه چیز را به اقتصاد برگردانند. پس قهراً در تولید نمیتوانند آن معنای اعم را که الآن شما گفتید داشته باشند: تولید ابزار، حال ابزار هرچه شد. نه، این تولید باید به تولید ثروت برگردد.
- میگویند تولید مایحتاج.
استاد: مایحتاج به معنی اعم از اقتصاد و غیر اقتصاد؟ همه مایحتاج را که ما نمیتوانیم اقتصاد بنامیم.
- آنچه که بشر در زندگی به آن احتیاج دارد؛ در تولید آنهاست که وضع اجتماعی تغییر میکند.
استاد: همه چیزهایی که انسان در زندگی خودش به آن احتیاج دارد اقتصادی نیست. مثلًا همین ابزار نظامی را شما به این حساب جزء مسائل اقتصادی میشمارید؟
- هرچه که برای حفظ نوع است.
استاد: برای حفظ نوع هم نیست، برای این است که بشر قدرت و تسلط بیشتر بر