فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢ - ١ تولید
بلکه یک ابزاری است برای مصرف.
حال وقتی ما در اینجا میگوییم تولید، مسلّم نمیتواند محدود به تولید مواد خوراکی و تولید مواد پوشاکی باشد، شامل ابزاری که مولّد مواد خوراکی یا مواد پوشاکی هستند هم میشود. و حتی میتوان گفت که شامل مواد مصرفی هم میشود چون وقتی میگویند ابزار تولید، نمیتواند محدود به این جهت باشد. (باید بعدها روی اینها بحث کنیم.) یا ابزارهایی که اساساً نه به تولید مربوط میشود نه به مصرف، مثل ابزارهای جنگی. آنها چیست؟ اتفاقاً از چیزهایی که خیلی نقش اساسی در تحولات جامعه دارد همین ابزارهای جنگی است. اینها نه تنها تولیدکننده نیستند بلکه خورنده بشرند. چیزهای دیگری اگر مواد خوراکی یا پوشاکی نیست ولی چون مورد احتیاج زندگی هست آنها را هم جزو همین مواد میشماریم. مثلًا یک کارخانه برق، برق را و نور و حرارت و نیروی محرک را تولید میکند. اینها اموری است که انسان مصرف میکند. مصرف لازم نیست که مصرف خوراکی باشد. ولی ابزار جنگی را چه باید گفت؟
- کالای مصرفی.
استاد: اینها مصرف زندگی نمیشود. درست است که مصرف میشود، ولی مصرف از بین بردن انسان میشود. کالای مصرفی یعنی مصرفی که انسان برای زندگی احتیاج دارد. آن کسی که [ابزار جنگی] مصرف او میشود آن بیچاره از بین میرود. سؤال ما این است: یک وقت شما میگویید ابزار تولید یعنی ابزاری که چیزی را به وجود میآورد، هرچه میخواهد باشد. و یک وقت میگویید ابزاری که موادی را که جزء امور اقتصادی هست به وجود میآورد. شما میخواهید بگویید اقتصاد زیربناست. یک وقت شما میگویید فن و صنعت زیر بناست. این اصلًا غیر از این مسئله است که اقتصاد زیربناست. ممکن است کسی همین نظریه را داشته باشد به این بیان که انسان یک استعدادی دارد و آن استعداد ابزارسازی است و استعدادِ تبدیل کردن طبیعت است به یک سلسله ابزارها و وسائل کاراتر، حال در هر قسمتی میخواهد باشد. و بعد بگوید به هر نسبت که صنعت تکامل پیدا میکند جامعه تغییر میکند. زیربنای تغییرات اجتماعی تکامل صنعت است.
دیگر فرق نمیکند که صنعت مربوط باشد به اینکه وضع اقتصادی را تغییر بدهد یا وضع نظامی را.
آن وقت حسابش چیز دیگری میشود. ولی اینجا که ما داریم میگوییم اقتصاد زیربناست،