فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - مسئله بردگی در اسلام
- اینجا اشکالی که ممکن است پیش بیاید این است که میگویند در شرایط کنونی و با توجه به اینکه کشورهای دیگر هنوز تحت این نظام در نیامدهاند، دولت برای حفظ این ملت در مقابل فشارهای خارجی لازم است و وجودش در مقابل تحریکاتی که از خارج میشود ضروری به نظر میرسد، چون ما میبینیم که الآن مبارزه با کمونیسم در کشورهای سرمایه داری و به وسیله علمای آنها انجام میشود ...
استاد: اولًا اینها اینطور نمیگویند. اینها میگویند هر وقت در عالم دولت وجود داشته حافظ منافع یک طبقه معین بوده است. اصلًا فلسفه به وجود آمدن دولت از ابتدایی که به وجود آمده است- که به عقیده اینها از وقتی بوده که مالکیت به وجود آمده- فقط حفظ منافع یک طبقه معین بوده است.
دموکراتترین دولتهای عالم هم همیشه باز حافظ منافع برخی طبقات بودهاند. میگوید هیچ فرقی هم میان حکومتهای جمهوری، سلطنتی، مشروطه و مستبد نیست؛ ماهیت اینها همیشه یکی بوده و یکی خواهد بود. بعد که این حرف را میزنند نمیگویند دولتی که طبقه پرولتر تشکیل میدهد این ماهیت را ندارد، میگویند این دولت هم همین ماهیت را دارد. کاملًا تصریح میکند، میگوید این دولت هم عیناً همین جور بر طبقات دیگر فشار میآورد. و هیچ بر این تکیه نمیکند که از نظر حفظ سیاست خارجی، یک قدرتی لازم است برای اینکه این منافع را در مقابل دیگری حفظ کند.
بلکه میگوید اساساً این دیکتاتوری، دیکتاتوری و فشار است و این دیکتاتوری و فشار، مشروع هم هست؛ تا حالا آن فشار میآورد حالا این حق دارد فشار بیاورد. اصلًا میگوید فشار. حال من عبارتهای خود لنین و غیر او را در اینجا بخوانم. نویسنده میگوید:
کائوتسکی (در کتاب دیکتاتوری پرولتاریا که علیه لنین نوشته) انتقاد شدیدی از حکومت دیکتاتوری پرولتاریا نموده و در صفحات مختلف کتاب خود میگوید اصولًا دیکتاتوری ضروری نیست و باعث تخریب دموکراسی میباشد. کلمه دیکتاتوری از لحاظ لغوی اصولًا یعنی نابود