جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٣٩ - كتاب الوقف من المجلد الثانى
مىتوان ساخت. گو زيادتى زمين و ساحت از وقف بودن بيرون نرود.
و ممكن است كه بگوئيم كه جايز است كه بعضى از آن وقف را خرج تتمه كنيم.
چنانكه در ديگ شكسته گفتيم، و چنانكه در «بيع ملك وقف» گفتهاند. و ظاهرا فرقى ما بين ديگ و زمين خانه و مدرسه نيست. و در مسأله ديگ شكسته (كه فقها تصريح كردهاند) اختصاصى ندارد به آن كه موقوف عليهم جماعت خاصه باشند، چنانكه در بيع املاك، موضوع مسأله را آن قرار دادهاند. شايد ديگ هم وقف بر جهت عامه باشد و عنوان مسأله شامل آن هم هست. بلى در خصوص مسجد شايد خلافى نداشته باشند كه نمىتوان بعض آن را فروخت و صرف تعمير باقى كرد و به سبب عدم خلاف، تخصيص بدهيم، و هم چنين از راه انتقال به خدا و زوال ملك بالمره، مثل عتق عبد.
مؤيد اين است كه علامه در تذكره در مسأله «بيع وقف» متعرض مسجد شده و قول به جواز مصرف كردن بعض آن را در باقى، نسبت به عامه داده، و از احدى از اصحاب جواز آن را نقل نكرده، و متعرض مدرسه و رباط و امثال آن نشده، و شايد اينها را در تحت عموم مسألۀ «تصرف در وقف خراب محتاج به بيع» داخل كرده.
و هر گاه ممكن نشود كه به نوع سابق بنا شود، تغيير نوع مىتوان داد. مثل آن كه آب انبار خرابه كه الحال ممكن نيست كه بنحو سابق ساخت به جهت عدم امكان آب، مىتوان آن را دكانى كرد. و هم چنين .. و به هر حال بايد بر وضعى كه اقرب به وضع واقف و غرض او باشد بنا شود. پس هر گاه متقلبى [١] باغ يا خانۀ وقفى را خراب كند و غرامت را از آن توان گرفت، به همان تنخواه بناى خانه و باغ در همان موضع بايد كرد. و اگر آن ممكن نباشد، در جاى ديگر. و اين هم وقف خواهد بود. و ظاهرا وقف جديد هم ضرور نباشد، مثل آنجا كه عين موقوفه را كوچكتر كنند.
و هم چنين هر گاه كسى پلى در سر رود خانه ساخته و وقف كرده، و اتفاق افتد كه سيلاب آن موضع پل را چنان خراب كند كه ديگر ممكن نشود عبور كردن از پل و نه ساختن پلى در آنجا، مىتوان سنگ و چوب و آجر آن را در موضع ديگر از همان
[١]: نسخه بدل: متغلبى.