جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٢١٦ - كتاب الهبات (من المجلد الثانى)
معوضه كه واهب قبول عوض را نكند با بذل متهب، در صورتى منشأ جواز رجوع مىشود كه ذى رحم نباشد. پس مقتضاى آن با مقتضاى هبۀ معوّضه منافاتى ندارد.
و بدان كه: هبۀ ذى رحم را مىتوان گفت از عقود لازمه است و شرط عوض در ضمن آن لازم شود. بخلاف هبۀ معوضۀ غير ذى رحم. اما هبۀ معوضهاى كه شرط عوض در آن نشده: پس ظاهر است. به جهت آن كه در حين عقد گاه است كه دادن عوض به خاطر هيچ يك خطور نكرده، چه جاى ذكر آن. و داخل هبۀ مطلقه است كه لزوم ندارد. و اما آن كه عوض شرط شده در آن: پس به جهت آن كه لزوم در آن موقوف است به دادن عوض و قبول واهب، و گاه است كه هيچ كدام به عمل نيايد.
پس شرط عوض در ضمن عقد هبۀ غير ذى رحم منشأ لزوم آن نمىشود. چون هبۀ غير ذى رحم از عقود لازمه نيست بنفسه. و هر گاه بدون ذكر شرط از عقود لازمه نباشد منشأ لزوم شرط نمىشود.
و بر فرضى كه به سبب شرط عوض از جملۀ عقود لازمه شود هم نفعى نخواهد داشت. به جهت آن كه در حين عقد از عقود لازمه نبوده كه شرط لازم شود. چون لزوم موقوف است به وفاى به شرط و قبول واهب. و اعتماد به اين معنى مستلزم دور است. زيرا كه لازم شدن شرايط بايد به سبب لازم بودن عقد باشد. پس اگر لزوم عقد هم به سبب شرط حاصل شود اين دور صريح است بلكه شرط ديگر هم اگر بشود در ضمن عقد هبه كه عوض در آن شرط شود، آن نيز منشأ لزوم آن شرط نمىشود به همين جهت كه گفتيم كه آن عقد در اول امر از عقود لازمه نيست كه هر شرطى كه در ضمن آن شود لازم شود.
و اما شرط در ضمن عقد هبۀ ذى رحم: پس آن لازم است به جهت آن كه اصل عقد از اول وهله لازم است. پس شرطى كه در ضمن آن مىشود هم لازم مىشود. و هر گاه مشروط عليه وفا نكند منشأ تسلط بر فسخ مىشود. پس جواز رجوع با شرط عوض در هبۀ ذى رحم به سبب تخلف مشروط عليه است از شرط. و در هبۀ غير ذى رحم جواز رجوع ثابت هست. قطع نظر از تخلف از شرط.
اگر به گويى: كه هبۀ ذى رحم نيز لزوم آن بلكه صحت آن موقوف است بر قبض، و