جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٥ - كتاب الوقف من المجلد الاول
اين است و در صورتى كه شامل باشد هم مىتواند كه مراد واقف اين باشد كه وقف باشد بر موجودين اولاد به اين معنى كه بعد از انقراض مجموع اينها وقف باشد بر آنهايى كه بعد از اينها بمانند و هكذا ..
و هر گاه حصۀ موقوف عليهم و كيفيت شرط واقف و اعتبار ترتيب و عدم اعتبار آن معلوم نباشد، و بر فرض اعتبار ترتيب، كيفيت ترتيب هم معلوم نباشد پس فى الجمله علم حاصل مىشود كه مجموع اين طبقات از اهل وقف هستند و لكن فى الجمله نه به تفصيل. پس هر يك از اين طبقات در حال اجتماع ايشان در وجود، قابل مالكيت و اهليت و استحقاق عين موقوفه هستند. و چون حقيقت حال معلوم نيست و مرجّحى ظاهر نيست نه در اصل استحقاق و نه در مقدار آن، پس بايد على السواء در ما بين ايشان قسمت كرد. چنانكه علامه در تذكره و قواعد تصريح به آن كرده و هم چنين شيخ على در شرح قواعد. و چون از صورت سؤال معلوم مىشود كه كيفيت وقف مجهول است حتى مطلق مصرف هم ثابت نيست، يا فى الجمله ثابت است اما كيفيت ثابت نيست، بهتر آن است كه غله و منافع موقوف عليه را به طريق مصالحه با همديگر راضى شوند. [١] بلكه دور نيست كه بهتر آن باشد كه با وجود اين حاكم شرع قصد تصدق و اعانت فقرا هم بكند در دادن به ايشان هر گاه فقير باشند، يا از ساير مصالح برّ باشند. و احتمال دخول اولاد اين برادر سوم (كه در حال حيات است) در اهل وقف در غايت بعد است، و عدم آن در تحت «غلبه» اى كه سابق ادعا شده بود باقى است، با وجود آن كه مدعى هم دعوى ترتيب مىكند. و اللّٰه العالم.
٥ سؤال:
هر گاه درخت گردو و يا درخت بارده ديگر در ملك وقف اولادى، بوده باشد، آيا موقوف عليه مىتواند او را بفروشد؟ يا قطع نمايد؟ با وجود متضرر شدن بطون لاحقه؟ و در صورت بيع، بعد از فوت او ارباب وقف را بر مشترى تسلطى مىباشد؟ يا نه، و درخت ملك مشترى است مىخواهد قطع مىنمايد و مىخواهد
[١]: عبارت بايد اين طور باشد: غلّه و منافع موقوفه را به طريق مصالحه قسمت كنند و از همديگر راضى شوند. و اللّٰه العالم.