جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٢٩٠ - كتاب الوصايا من المجلد الثانى
باشد يا زبان او بسته شود يا مانعى داشته باشد از سخن گفتن، به اشاره و نوشتن اكتفا مىشود، به شرطى كه دلالت داشته باشد بر مقصود، چنانچه صحيحۀ حلبى در حكايت امامه «بنت ابى العاص» كه مادر او زينب دختر رسول خدا (ص) بود وارد شده كه حسنين (عليهما السلام) در وصيت او اكتفا كردند به اشاره. چون نمىتوانست سخن بگويد. [١] و هم چنين روايت سدير از حضرت باقر (ع) در حكايت وصيت محمد بن حنفيه كه زبان او بسته شده بود و آن جناب امر كردند كه طشتى را در آن، رمل كردند و امر فرمودند كه بنويس. [٢]
و اما هر گاه عاجز نباشد از سخن گفتن، پس اكتفا نمىشود به اشاره و نوشتن. و از ظاهر كلام محقق در نافع ظاهر مىشود كه اكتفا به اشاره [اى] كه دلالت كند بر مقصود و هم چنين كتابتى كه دلالت كند بر ارادۀ وصيت، مىتوان كرد مطلقا، يعنى در غير حال ضرورت هم. و هم چنين علامه در تذكره احتمال داده است كه اشاره و كتابتى كه قائم مقام تصريح به لفظ باشد در حصول علم به مراد، كافى باشد. مثل اين كه بنويسد و بعد بگويد كه من قصد كردم به اين كتابت وصيت را براى فلان كس. و استدلال كردهاند بر اين به اين كه: صادق است بر آن وصيت عرفا و شرعا و اطلاقات شامل آن است و تاييد كردهاند اين را به اخبارى كه نهى كردهاند در آنها از آن كه انسان بخوابد بدون اين كه وصيتنامۀ او در زير سر او باشد. [٣]
و اين استدلال خالى از اشكال نيست. چنانكه ظاهر مىشود از اشكال در بيع معاطات، و امثال آن، و اما احاديث مذكوره: پس در آنها دلالتى بلكه تاييد [ى] هم نيست.
زيرا كه شايد وصيتنامه از براى يادداشت تفصيل است از براى شهود و غيرهم. چنانكه قباله و وثيقه مىنويسند در معاملات بعد از اجراى صيغۀ صحيحه. پس در اينجا هم مراد وصيت صحيحۀ جامع شرايط صحت است كه تفصيل آن در مكتوب نوشته شده. و شهيدان در لمعه و شرح آن تقييد كردهاند قبول اشاره و كتابت را به صورت عذر، و جايز ندانستهاند از براى قادر.
[١]: وسائل: ج ١٣، احكام الوصايا، باب ٤٩ ح ١.
[٢] همان مرجع: باب ٤٨، ح ١.
[٣] همان مرجع: باب ١ ح ٥ و ٧.