جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ١٨٥ - كتاب الهبات (من المجلد الثانى)
صدقه مىگويند. و مراد از نحله اين است كه عطيه است از جانب خدا هر چند در ظاهر عوض بضع مىنمايد و لكن چون زوجين هر يك به ديگرى محتاج و هر يك از ديگرى استمتاع مىكنند پس مهر گويا نحله و عطيه است از جانب خدا بلا عوض از براى زوجه.
و به هر حال با ملاحظۀ شأن نزول آيه و ظهور ارادۀ مهر نه مطلق نحله و عطيه، استدلال به آن مشكل است. و اين نيز مضعف روايت مىشود. و اللّٰه العالم.
٨٢: سؤال:
آيا در هبه صيغه خواندن شرط است يا نه؟-؟ و فرق ما بين هبه و صدقه و هديه و عطيه و نحله چه چيز است؟.
جواب:
بدان كه در هبه ايجاب و قبول شرط است. و ظاهر اين است كه هر لفظى كه دلالت كند بر تمليك، كافى باشد مثل «وهبتك» و «ملكتك» و «اعطيتك» و «نحلتك» و «أهديت إليك» و «هذا لك» با نيت انشاء تمليك، يا آن چه افادۀ معنى آنها كند به لغت فارسى يا غير آن. و هم چنين در طرف قبول بگويد «قبلت» يا «رضيت» و امثال آن. و در مسالك گفته است كه «ظاهر اصحاب اتفاق است بر اشتراط ايجاب و قبول لفظى، و ايجاب و قبول فعلى كافى نيست.
و بر اين متفرع كرده است آن چه متعارف است كه به عنوان هديه مىفرستند بدون لفظى، [كه] بيش از اباحه افاده نمىكند. پس هر گاه كنيزى باشد، وطى آن جايز نخواهد بود. زيرا كه اباحه دخلى در استمتاع ندارد. و از شيخ نقل كرده است (از مبسوط) كه هر كس خواهد كه ملك و لزوم حاصل شود وكيل كند آن كسى را كه هديه [را] مىبرد كه صيغه بخواند، يا آن كسى [را] كه هديه [را] براى او مىفرستد.
و در تحرير وجيه شمرده است قبول فعلى را در هديه، در آخر باب هبه، بعد از آن كه در اول باب اختيار كرده است اشتراط ايجاب و قبول لفظى را در هدايا، هر چند در اطعمه باشد. و در آنجا گفته است كه جواز تصرف از باب اباحه است. و لازم كلام او است كه ايجاب قولى را هم شرط نداند، چون شرط دانسته است تعجيل قبول را بنا بر اشتراط لفظ. و لكن از تذكره ظاهر مىشود ميل به عدم اشتراط ايجاب و قبول قولى. چون نقل كرده است از جمعى از عامه كه حاجتى