تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٠ - شرح آيات
مشأمة در آنجا همان شمال در اين جا است. و با آن كه كتاب را به دست چپشان مىدهند وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ «و اما آن كس كه نامه عملش را به دست چپش مىدهند، مىگويد: كاش نامهام را به دستم نداده بودند!»، [٥٦] ولى قرآن به نام «اصحاب اليسار» (اصحاب چپ) نخوانده است، از آن روى كه يسار از ماده يسر است كه آسانى و خوشى را مىرساند تا به فال نيك گرفته نشود در صورتى كه شوم است، و بدان ماند كه كلمه مفازة را كه به معنى صحرايى است كه امكان همهگونه ناراحتى در آن مىرود، مشتق از فوز به معنى رستگارى و پيروزى بگيريم. و از آن روى چنين است كه نيروى آدمى عموما در دست راست او است و آن را به سهولت و يسر به كار مىگيرد، در صورتى كه كار كردن با دست چپ همراه با عسر و دشوارى است، و اين كه چپ مايه عسر را يسار خواندهاند براى فال نيك زدن بوده است. و از اين همه چنان الهام مىگيريم كه سيره مؤمنان و پرهيزگاران مسير طبيعى است كه با واقعيت انسان و زندگى همخوانى و هماهنگى دارد، و مسير اهل آتش انحراف از مسير طبيعى است. مگر چنين نيست كه هر چيز در جهان تسليم شده به خدا است و از سنتهاى او پيروى مىكند و به ستايش و تسبيح او مىپردازد؟ و چگونه چنين نباشند در صورتى كه إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ «هيچ چيز نيست مگر آنكه به ستايش او تسبيح مىكند»؟، [٥٧] در صورتى كه اينان را مىبينيم كه به خدا كافرند، و براى او شريك قايل مىشوند، و حقايقى بزرگ همچون بعث را انكار مىكنند و به مخالفت با سنتها و اوامر او برمىخيزند.
/ ٤١٣ چون تجلّى يافتن شمال و يمين (چپ و راست) و مشأمة و ميمنة (شومى و فرّخى) در روز جزا دادن كتاب به يكى از دو دست است، تجلى آن دو در واقع اجتماعى و سياسى عبارت از رهبرى درست و صالح است نسبت به يمين، و رهبرى
[٥٦] - الحاقة، ٢٥.
[٥٧] - الإسراء/ ٤٤.