تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٦ - شرح آيات
سختى از خود نشان دهد، و از آن دورى كند، بدان سبب كه ايشان مالك چيزى جز اين دنياى فانى نيستند.
[٣٠] نخواستن زندگى آخرت از طرف اعراض كنندگان از ذكر برخاسته از خوبى گزينش ايشان نيست، بلكه به سبب نادانى ايشان است نسبت به آن زندگى و پاداشى كه در آن وجود دارد، و اگر علم يقينى به فوز و رستگارى موجود در آن مىداشتند، آن را مىخواستند و نيازمنديشان به آن شدت مىيافت، ولى آنان خود و عقلهاشان را در زندان دنيا زندانى كردند، و اين از معضلات انسان است كه براى خود سقفى از علم و دانش بنا مىكند، و عقل خود را با غل و زنجيرهاى هوى و هوس و سنگينى بار شهوات از روانه شدن در گسترههاى علم و حق بازمىدارد! و امام على (ع) چه نيكو گفت كه: «و بسا خرد كه اسير/ ١٧١ فرمان هوا است». [٤٦] ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ «و اين اندازه رسيدن ايشان به دانش است.» اين آيه در اين باره تأكيد مىكند كه ايمان به آخرت سنگ شالوده در طرز تفكر انسان مؤمن است.
براى آن كه دورى و اعراض مؤمن از نادانان صورت اتمام پذيرد، پرداختن به امورى مورد نياز است كه مهمترين آنها از اين قرار است
١- دانستن اين كه آنان بر باطلاند، و قرآن اين مطلب را در آنجا بيان كرد كه گفت: «آنان پيروى نمىكنند مگر از پندار و گمان و آنچه هواى نفس ايشان خواستار آن است، و سپس براى آن مثلهايى از جمله: ايستار ايشان نسبت به فرشتگان، و كفرشان به آخرت، و دورى گزيدن از قرآن، براى ما آورد.
٢- يقين داشتن به اين كه آنان، در نتيجه نهايى، با از دست دادن آخرت از ضعفا محسوب مىشوند.
٣- معرفت پيدا كردن نسبت به اين واقعيت كه رسيدگى به حساب مردم از مسئوليتهاى مؤمنان نيست، و خدا به حساب آنان خواهد رسيد، و راهيافتگان از
[٤٦] - نهج البلاغة، كلمات قصار، ش ٢١١.