تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٦ - شرح آيات
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ* الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ* وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ «واى بر كمفروشان* كسانى كه چون با پيمانه مىخرند حق خود را تمام مىگيرند* و چون با پيمانه يا وزن مىفروشند به (خريداران) زيان مىرسانند»، [٨] و تطفيف، چنان كه از آيه آشكار مىشود، درست بر ضد برپا داشتن وزن به قسط است.
[١٠] زمين جايگاه ديگرى براى تجلّى رحمت فراگير خدا است، و آن جايى است كه خدا آن را آفريد و عوامل زندگى را در آن به فراوانى فراهم آورد تا زندگى آدمى بر روى آن ممكن و بلكه دلپسند و پاكيزه باشد، و از جمله اين عوامل است جاذبه (گرانش) و اكسيژن و آب و انواع گوناگون خوردنيها، و همچنين نور و حرارت/ ٢٩١ را به اندازه نيازمندى بشر به آن در زمين پديد آورد.
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ «و زمين را براى جهانيان آفريد.» قرآن در آيه ديگرى به معنى «وضع» در اين آيه اشاره مىكند و مىگويد
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ جَعَلَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ «آن كه زمين را براى شما آرامشگاهى قرار داد و براى شما در آن راههايى نهاد تا مگر راه خود را بيابيد»، [٩] و اگر رحمت خدا و تمهيد مقدمات او در زمين براى زندگى ما نمىبود، زندگى بر اين سياره به همان گونه محال مىشد كه اكنون زندگى بر اجرام ديگرى همچون خورشيد و زهره و جز آن غير ممكن است، و در اين آيه دو انديشه تمدّنى و شرعى وجود دارد كه آنها را از كلمه «وضعها» مىفهميم
اوّل: اين كه خدا زمين را عملا مسخر انسان ساخت، و به او وسايل و قدرتهايى علمى و مادّى بخشيد كه قرآن آنها را «سبلا» ناميده است تا از آنها بهرهمند شود و بر زمين، از قله كوهها تا اعماق درياها استيلا پيدا كند و آنها را براى مصلحت خويش مسخر سازد، و هر ناحيه از زمين كه در تسخير انسان قرار نگرفته
[٨] - المطففين/ ١ تا ٣.
[٩] - الزخرف/ ١٠.