تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٦
بردارد، و اگر رسيدن روزى را روا دارد، احدى قادر بر جلوگيرى از آن نخواهد بود.
و از اين جا بر ما معلوم مىشود كه تفاسير مختلف آيه همه به يك تفسير بازمىگردد
آنان به خطا چنان مىپنداشتند كه رزق ايشان با تكذيب به منظور مداهنه و سازشكارى با مردم فراهم مىآيد، و شايد همين پندار مورد استشهاد نصوصى است كه رزق را بر حسب مورد نزول روايت شده به معنى شكر گرفتهاند، چه اهل جاهليت بر اين پندار بودند كه ستارهها سبب باريدن باران مىشوند، به همان كه اينان تكذيب را سبب روزى رسيدن به خودشان مىپنداشتند.
و اين تفسير با سياقى كه هدف آن متمركز ساختن ايمان در خداى يگانه و تصديق كردن به اين كه او آفريننده روزى دهنده است (آيات ٥٧- ٧٤) هماهنگى دارد، مخصوصا با توجه به اين گفته خدا فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ در آيه ٧٠.
امام على (عليه السّلام) گفت: تجعلون شكركم أنكم تكذبون (و اضافه كرد كه: يعنى اهل جاهليت)، و هر وقت كه باران مىباريد مىگفتند: باران ستاره (نوء) فلان و فلان بر ما باريد، پس خدا اين آيه را فرو فرستاد، [١٦٣] و در تفسير قرطبى براى تبديل كلمه رزق به شكر در/ ٤٦٢ معنى كردن آن چنين آمده است: (بدان سبب كه شكر كردن در مقابل روزى سبب افزايش آن مىشود، و بدين معنى شكر همان رزق است، پس گفته شده است كه وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ يعنى شكر روزيتان كه اگر از شما پديد آيد روزيتان باز خواهد گشت، و شما رزق را تكذيب مىكنيد يعنى كذب را به جاى شكر قرار مىدهيد، همچون در اين گفته خداى تعالى وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً «يعنى آنان در خانه خدا نماز نمىگذاردند، بلكه به جاى نماز خواندن به سوت زدن و دست زدن مىپرداختند. و از اين جا معلوم مىشود كه آنچه از خير به بندگان مىرسد، نبايد رسيده از جانب ميانجيها در نظر گرفته شود كه معمولا اسباب رسيدن رزقند، بلكه بايد آنها را از جانب خدا بدانيم و در مقابل آن، اگر نعمت است، سپاسگزارى كنيم، و اگر نقمت و مكروه است شكيبايى نشان
[١٦٣] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٢٧.