تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٨ - شرح آيات
«و اگر دعوت خدا را اجابت نكند، عاجز كننده او در زمين نيست، و جز او دوستانى ندارد، و اين گونه كسان در گمراهى آشكار به سر مىبرند»، [١٦] ولى در روز قيامت اين آزادى از او سلب شده، و پادشاهى و حكمرانى اختصاص به خداى يگانه قهّار دارد، و هيچ كس نمىتواند نسبت به فرمان او تمرد كند و دعوت او را اجابت نكند، يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً «در آن روز از دعوت كننده پيروى مىكنند و كجى وجود ندارد و صداها در برابر خداوند رحمان فرو مىافتد و جز آهسته شنيده نمىشود»، [١٧] و در آن جا تكبّر اعراض كنندگان و مكذّبان به ذلت و خوارى تبديل پيدا مىكند.
/ ٢٢٠ خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ «چشمانشان خاشع و فرو افكنده است.» خشوع آن حقارت و پشيمانى است كه بازتابى از عمق خوارى در نفوس و جانهاى ايشان است.
يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ «بيرون مىآيند از گورها همچون ملخهاى پراكنده شده.» چون همه نسلهاى آدميان يك جا برانگيخته مىشوند، شماره آنان بسيار زياد است، به صورتى كه بعضى از آنان بر روى بعضى ديگر سوار مىشوند، «پس نيكو حالترين آنان كسى است كه جاى نهادن دو پايى بيابد، يا براى راحت خود فراخ جايى»، [١٨] به گفته امام على (ع)، و قرآن مردمان را در محشر به گروهى ملخ تشبيه كرده است كه پراكنده شدهاند، و عددهاى هولناكى پيدا كردهاند در مثل حالات بلا، پس در آن روز انبوهى جمعيت بسيار متراكم است، و قرآن در اين جا سخنى از ايشان با بيان «خشعا ابصارهم» به ميان مىآورد كه اشاره به بيرون آمدن آنان از گورها دارد، زيرا كه بيان آن هدف سياق از ذكر قيامت است، و پيش مىرود و با ما در خصوص كسانى سخن مىگويد كه اعراض و تكذيب كردند و به
[١٦] - الأحقاف/ ٣٢.
[١٧] - طه/ ١٠٨.
[١٨] - نهج البلاغة، خطبه ١٠٢.