تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٧ - شرح آيات
كند، و براى دشواريها و بحرانهايى كه گاهگاه با آنها رو به رو مىشود، راه حلى به دست آورد.
بدين گونه اسلام در آن مىكوشد كه براى برداشتن غل و زنجيرهايى كه فلسفهها بر دست و پا/ ٣٢٦ و جان و عقل او نهاده اقدام كند و راه را براى خواستهها و هدفهاى بزرگ خويش هموار سازد. ولى اسلام، از سوى ديگر خواستار آن نيست كه اطمينان و وثوق بدون حد و اندازه به پيشبينيها داشته باشيم تا گرفتار آرزومنديها و رؤياها نشويم، و به همين سبب تأكيد مىكند كه وثوق به تنهايى انسان را به خواستههايش نمىرساند، و هدفهاى او را تحقق نمىبخشد. آرى، اين وثوق سوختى درونى است كه ما را به كار برمىانگيزد، و براى آن كه از واقعيت عملى به راه افتد و كار خود را شروع كند، لازم است كه بر سلطان و وسيله تسلطى دست يابد كه چيزى جز علم نيست و به صورت برنامهها درمىآيد، و سرانجام به قدرتى براى عمل كردن مبدل مىشود.
لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ «نفوذ نخواهيد كرد مگر با قدرت و سلطه.» حرف «لا» در اين جا براى نهى نيست، چه اگر چنين مىبود لازم مىآمد كه فعل پس از آن به صورتى مجزوم درآيد، پس اين لاى نفى است، و اين معارض با گفته آن كس است كه مىگويد ظاهر آيه حكايت از تحدّى و چالش دارد. آرى پروردگار ما جن و انس را بدان چالش مىكند كه بخواهند بدون سلطان نفوذ كنند، زيرا كه در طبيعت قوانين و واقعياتى وجود دارد، و تسلط بر آنها و مسخر كردنشان ممكن است، ولى به چيزى بالاتر از همه يعنى سلطان نيازمند است.
انسان سادهاى كه بر كرانه دريايى زندگى مىكند، و هنگام روز از صيد خود مىخورد و زندگى خود را با آن مىگذراند، و شب هنگام به خانه خود بازمىگردد، مقدار اندكى از قوانين و سنتهاى زندگى را به كار مىبندد، اما كسى كه زندگى علمى پيچيده دارد، همچون آن مسافر فضايى كه خواستار سفر كردن به كره ماه است، يا به جرم فلكى ديگر دورتر از آن، بدون شك با دهها هزار از قوانين رو به رو است، و به شناختن آنها نياز دارد و آن هم با قدرتى كه بتواند آنها را مسخر