تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٥ - شرح آيات
همراهانش داشتند، از غرق شدن نجات داد، چه او مدت درازى در ميان قوم خود زيست و با الحاح و اصرار، على رغم كافر بودن ايشان به دعوتش و آزارى كه به او مىرسانيدند، به خدا دعوت كرد، و نجات او تصادفى نبود، و جنبه نژادى نداشتن، و تنها به خاطر سوار شدن بر كشتى هم نبود، بلكه نتيجهاى از عمل و كوشش او بود، چه پروردگار ما تأكيد كرده كه آن جزا و پاداش بوده است كه آن كافران به او كفر مىورزيدند، و اين رأيى در تفسير است، و آراء ديگرى در اين خصوص وجود دارد كه از هماهنگ بودن با سياق برخوردار نيست.
هنگامى كه خدا آن كافران را هلاك كرد و مؤمنان را نجات داد، داستانهاى ايشان برجاى ماند- و شايد كشتى ساخته شده نوح نيز- تا همچون نشانهاى براى راهنمايى ما به حق بوده باشد، ولى البته براى كسى كه قلب پاك داشته باشد يا گوش فرا دهد و گواه باشد.
وَ لَقَدْ تَرَكْناها آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ «و آن را همچون آيت و نشانهاى برجاى گذاشتيم، پس آيا به ياد آورنده و پند گيرندهاى وجود دارد؟»/ ٢٢٦ اين واقعيتى است كه براى گروهى تلخ، و براى گروه ديگرى در وقت خود نعمت است، ولى نقش آن به همين حدّ پايان نمىپذيرد، بلكه همچون پند و پند دهندهاى براى آيندگان باقى مىماند، و به همين جهت خدا آن را در كتابش ثبت مىكند تا بشريت آن را فراموش نكند، و از فايده آن محروم نماند، و اين كه انسان از ديدن سرنوشت ديگران پند گيرد، بهتر از آن است كه خودش در معرض آزمايش قرار گيرد و وسيلهاى براى عبرت گرفتن ديگران شود، و در خبر آمده است كه: «خوشبخت آن كس است كه از تجارب ديگران پند گيرد»، و از همين جا مىتوان دريافت كه قرآن چه اندازه براى بشريت از اين لحاظ سودمند است كه تاريخ و تجربههاى آن را در سالهاى دراز آزمايش آن حفظ كرده است، و اگر آن نبود همه اينها از ميان مىرفت و هيچ پند و عبرتى بهره كسى نمىشد، و اگر جز اين بود چيزى كه مردمان از آن كسب حكمت كنند در دسترس قرار نداشت، و هدايت كننده راهى ديده نمىشد، چنان كه در تواريخ گذشتگان كه مشتمل بر