تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٧ - زمينه كلى سوره
آرى غيب است به همانگونه كه فرشتگان و جن و آينده از عالم غيب است، ولى خدا برتر و بالاتر از آن است كه ما را ملزم به حقيقتى حاضر يا غايب سازد مگر اين كه نشانههاى هدايت كننده به آن موجود و بر پا و كافى براى آن باشد كه براى هر كس كه بشنود و نظر كند و بينديشد و حاضر باشد، بتواند به صورت حجتى بالغه درآيد. پس آيات و نشانههاى واقعه چيست؟
اولا: و پيش از هر چيز دليل و نشانهاى براى تكذيب اين حقيقت وجود ندارد لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ، و اين از طبيعت حق است كه دليلى منطقى بر خلاف آن وجود ندارد، و آن كس كه آن را تكذيب، كند، دنبال بهانهاى مىگردد تا ايستار خود را پسنديده جلوهگر سازد.
ثانيا: انسان غالبا شك خود را در اين واقعه با شك در امكان داشتن آن توجيه مىكند، چه به اين حقيقت بزرگ از طريق تواناييهاى محدود خود نگاه مىكند و به همين سبب به آن كفر مىورزد. اما اگر با ميانجيگرى قدرت نامحدود خدا به آن نگاه كند، و سنتهاى حكيمانه او كه تبديل ناپذير است، آنها را حق اليقين مىبيند.
ايمان پيدا كردن به اراده خدا از انديشيدن در نشانههاى قدرت او فراهم مىآيد كه در نفس و در آفاق متجلى مىشود، و همين است كه او را به عظمت پروردگارش راهنمايى مىكند و به دور بودن او از ناتوانى، و آيات ٥٣- ٧٣ انگيزنده عقل بشرى به سوى حقايق است و مشهودات را به صورت پلى براى رسيدن به غيب درمىآورد.
ثالثا: قرآن كريم آيت و نشانه بزرگى است كه ما را به تمام حقيقت رهبرى مىكند، به شرط آن كه انسان هنگامى كه به تدبر در آن مىپردازد و آيات آن را تأويل مىكند، از هر پليدى مادّى (حدث و خبث) و نفسى (صفات و عقدهها) و عقلى (افكار گمراه كننده) پاك باشد تا بتواند از حجابهايى كه مانع لمس كردن و تأويلهاى ژرف حق آن است بگذرد، و با فطرت سالم و عقل فروزنده حقيقت را به صورتى مشاهده كند كه پرده از روى آن برداشته شده است، و چون دشوارى بشر تنها جنبه عقلى ندارد و نفسى و روانى نيز هست، خداوند متعال دريافت اين حقيقت بزرگ را با شواهد عقلى و وجدانى و واقعى، با اسلوب ادبى بليغ، و روش