تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٠ - شرح آيات
و اين برنامه مستشرقان و بسيارى از مسلمانان در ارزيابى اسلام و رسول بزرگوار (ص) است.
أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ «يا مىگويند كه خود آنها را ساخته و پرداخته است و به همين جهت ايمان نمىآورند.» [٣٤] و قرآن با آنان به چالش برمىخيزد و مىگويد كه: اگر قرآن ساخته نبوغ رسول است، پس او بشرى همانند ايشان است، و آيا ايشان مىتوانند كلامى همچون قرآن بسازند؟
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ «پس اگر راست مىگويند، سخنى همانند آن بياورند.» نكره بودن كلمه «حديث» دليل بر تبعيض است، پس چالش بر جزئى از قرآن همچون يك سوره يا يك آيه واقع مىشود، و اين معجزه جاودان الاهى با گذشت زمان پيوسته و براى همه نسلها از انس و جن چالش خود را تجديد مىكند، و خداوند متعال مىگويد قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً «بگو كه: اگر انس و جن با هم جمع شوند تا مثل اين قرآن را بياورند، حتى اگر بعضى از آنان هم به كمك ديگران بر خيزند، مثل اين قرآن را نخواهند آورد». [٤٤] [٣٥- ٣٦] از سخن برخاسته از واقعيت تشريع، سياق به واقعيت آفرينش انتقال پيدا مىكند، و پس از آن كه ثابت كرد كه رسالت از ساختههاى بشر نيست، و كهانت و جنون و شعر و مخالفت با عقل و خرد هم نيست، و اين كه دليل از جانب خدا بودن آن اين است كه بشر نمىتواند يك جمله كه شبيه آن باشد بسازد، سياق متوجه به اثبات وجود آفريدگار عزّ و جلّ از راه سه پرسش آينده مىشود
نخست: اين كه (كافران و همه مخلوقات) بدون خالق آفريده شده باشند.
/ ١٢٣ دوم: اين كه آنان خود آفريننده خويشتن باشند.
[٤٤] - الإسراء/ ٨٨.