تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦١ - شرح آيات
كارى برنمىآيد، بدان سبب كه نيروى آنان از خدا است و از خود آنان نيست، و آنان تنها براى كسانى شفاعت مىكنند كه او بخواهد و راضى باشد.
وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً «و چه بسيار فرشتهها در آسمانها است كه از شفاعت آنان كارى برنمىآيد.» بر فرض كه از شفاعت آنان كارى برآيد، براى اين بتان چه مىتوانند بگويند؟؟ آرى شفاعت فرشتگان و اولياى خدا تنها به اذن خداى تعالى سودمند مىافتد، و آنان افراد مخصوصى هستند كه خداوند به شفاعت ايشان رضايت مىدهد.
إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى «مگر پس از آنكه به هر كس كه بخواهد و رضا دهد، اجازه (براى شفاعت) دهد.» اجازه دادن او بر اثر فشار نيروهاى ديگر نيست، و خدا بسيار برتر از آن است كه چنين شود، بلكه تنها به اذن و اجازه والاى او است، به همان گونه كه/ ١٦٧ شفاعت را دور از قوانين و سننى قرار نداده است كه زندگى بر وفق آن آفرينش يافته است، و از جمله اين قوانين است آن كه شفيع مورد رضايت او باشد.
قرآن بدين گونه شفاعت را محدود به دو حد مىكند
الف: حدى براى شفاعت كننده كه جز آن كه مورد رضاى خدا است نمىتواند باشد، پس شفاعت اساسا جز به انبيا و اوليا و فرشتگان مقرب تعلق نمىگيرد، اما بتهاى سنگى و بشرى شايستگى براى شفيع شدن ندارد.
در حديثى از رسول بزرگوار (ص) آمده است
«شفاعت اختصاص دارد به پيامبران و اوصياء و مؤمنان و فرشتگان». [٤٠] نيز از او (ص) است: «سه گروه از خداى عزّ و جلّ طلب شفاعت مىكنند و شفاعتشان پذيرفته مىشود: پيامبران، دانشمندان، شهيدان». [٤١]
[٤٠] - بحار الانوار، ج ٨، ص ٥٨.
[٤١] - همان جا، ص ٣٤.