تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٥ - زمينه كلى سوره
سياق به امرى مىپردازد كه ظاهرا موضوع اساسى سور محسوب مىشود، و آن معالجه حالت جدل در حقايق آشكار است، و اين كار از طريق احمقانه جلوهگر ساختن عذرها و بهانههايى صورت مىگيرد كه انسان گريزان از حق به آنها متشبّث مىشود، و اين از مظاهر بيمارى خطرناك جدل است ... گفتند كه: رسول كاهن است يا ديوانه، و گفتند: نه بلكه او شاعر است و چون بميرد دعوت او به پايان مىرسد، و گفتند كه: او به دروغ گفتههاى خود را بر خدا بسته است ... همه اين ادعاها در آن هنگام متلاشى مىشود كه انسان در چارچوب حقايق بزرگى قرار گيرد، و نعمتهاى خدا را در نظر آورد كه بر او ارزانى داشته است (از طور و كتاب مسطور و سقف مرفوع و ... و ...) و در آن هنگام كه روز قيامت را با لرزش و تموج آسمان، و به راه افتادن كوهها احساس مىكند، افكارى مشابه اينها همچون انديشيدن در اين كه به آفرينندهاى نياز نيست، متلاشى مىشود.
در سياق اين پرسش طرح مىشود: پس آيا خود خالق خويشند؟ يا از هيچ آفريده شدهاند؟ و آن كه آسمانها و زمين را آفريد كيست؟ هرگز ... اين همه از آن است كه يقين ندارند، و اين نخستين مشكل ايشان است./ ٨٧ و آن كس كه مىخواهد از حقيقت آشكار بگريزد، در برابر خود جز اين خرافات را نخواهد يافت.
ذكر حكيم در بيان گمراهيهاى ايشان و نشان دادن خطاهاى آنها پيش مىرود: پس چه كس بر گنجينههاى آسمانها و زمين تسلط دارد؟ سپس مىگويند: خدا را دختران است، و شما پسران داريد، و آنچه را كه خدا دارد پستتر مىشمارند! شما را چه رسيده است، چگونه داورى مىكنيد؟
يا مىترسند كه اگر ايمان بياورند غرامت بپردازند يا مزد طلب كنند. و يا آشكارا غيب مىدانند و در رخصت طلبيهايشان به آن تكيه مىكنند؟
با اين پرسشهاى حادّ پياپى قرآن عقول آنان و و جدان ضميرهاشان را برمىانگيزد تا خود از بطلان اين گونه انديشهها آگاه شوند.
سپس مىگويد: «آيا مىخواهند به مكر و كيدى بپردازند»، و ظاهرا اين جواب پرسشهاى ايشان است، ولى بدانيد كه آنها حيله گرند، و اين كه خدايى جز